تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
سپس او را عزل كرد و حكومت خراسان داد و آنجا نافرمانى گرفت و مهدى را با سپاهيان بر سر وى فرستاد تا باوى جنگيده و بر او ظفر يافت و او را نزد ابو جعفر فرستاد تا گردنش زد و بدارش آويخت . و در اين محله و قطعه زمينها چيزهايى ماند كه نام نبردم ، چه همهء مردم چه در قطعه زمينها و چه در غير آنها خانه ساختند و ساختمانها را از يكديگر بميراث بردند و احصائيهء گذرها و كوچه‌ها به شش هزار گذر و كوى ، و از مسجدها بجز آنچه بعدها افزوده شد ، به سى هزار مسجد رسيد و حمامها نيز بجز آنچه بعدها افزوده گشت ، ده هزار حمام بود . و كاريزى كه از رودخانهء « كرخايا » از فروع فرات سرچشمه مىگرفت ، در طاقهايى كه از پائين استوار و از بالا با ساروج و آجر محكم شده ، بس استوار گشته بود ، تا داخل شهر كشيده شد چنان كه در تابستان و زمستان در بيشتر شاهكوچه‌هاى محله‌ها جريان دارد و چنان مهندسى شده است كه هيچگاه آبش نمىايستد و كاريز ديگرى به همين صورت از دجله جارى ساخت و آن را « دجيل » ناميد و براى اهل كرخ و آنچه بدان وابسته است نهرى كشيد كه به آن « نهر الدجاج » گفته مىشود و آن را بدان جهت « نهر الدجاج » ناميده‌اند كه مرغ فروشان آنجا مىايستاده‌اند ، و نهرى كه « نهر طابق بن صميه » ناميده مىشود ، و براى اهل كرخ نيز « نهر اعظم عيسى » كه از بحبوحهء فرات جدا مىشود و كشتيهاى بزرگ كه ازرقه مىرسد و در ميان آنها آرد و انواع كالا از شام و مصر حمل مىشود ، در آن وارد مىشود و تا دهانه‌اى كه بر آن بازارها و دكانهاى بازرگانان است مىرسد ، و در هيچ وقتى از اوقات تعطيل نمىشود ، و پيوسته آب دارند و چاههايى خوشگوار دارند كه از اين كاريزها آب به آنها داده مىشود و آب آشاميدنى همگى از آنها است و در اثر بزرگى و وسعت شهر است كه به اين كاريزها نياز افتاده است و گر نه ايشان از همه نواحى ميان دجله و فرات واقعند و چنان آبها برايشان ريزش دارد كه خرما بنهاى حمل شده از بصره را كاشتند و در بغداد بيشتر از