تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
و اصحاب بناهاى باشكوه « 1 » ، سپس به جسر منتهى مىشود ، اين است آن بخشى كه حرب بن عبد اللّه مولاى امير المؤمنين و مهندس حجاج بن يوسف آن را در عهده داشتند . بخش ديگر از « باب خراسان » است تا پل روى دجله و آن طرف پل كه « خلد « 2 » » در مقابل آن واقع است و در همانجا واقع بوده اصطبلها و محل سان ( سپاه ) و كاخ رو بدجله‌اى كه ابو جعفر پيوسته در آن منزل داشت و مهدى هم پيش از آنكه به كاخ خود در « رصافه » در طرف شرقى دجله منتقل شود ، آنجا مىبود ، سپس هرگاه از آن هم جاى پل بگذرد ، پل است و ادارهء شرطه و صنعتخانه‌اى براى پل ، و هرگاه از آن هم گذشتى ، پس نخستين قطعه زمينها ، قطعه زمين سليمان بن ابى جعفر در جادهء بزرگ در كنار دجله ، و در گذرى معروف به « گذر سليمان » و در پهلوى گذر سليمان در جادهء بزرگ قطعه زمين صالح پسر امير المؤمنين منصور است و « صالح مسكين » همواست ، و زمين وى تا سراى نجيح مولاى منصور كه بدست عبد اللّه بن طاهر رسيد امتداد دارد ، و پايان قطعه زمين صالح ، قطعه زمين عبد الملك بن يزيد گرگانى معروف به « ابو عون » و همراهان گرگانى وى است ، سپس قطعه زمين تميم باد غيسى متصل بقطعه زمين ابو عون ، سپس قطعه زمين عباد فرغانى و اصحاب فرغانى وى ، سپس قطعه زمين عيسى بن نجيح معروف به « ابن روضه » و غلامان دربانى ، سپس قطعه زمين آفريقائيان ، سپس قطعه زمين تمام ديلمى از طرف پل كاه فروشان و قطعه زمين حنبل بن مالك ، سپس قطعه زمين « بغيين » اصحاب حفص بن عثمان و سراى حفص همان است كه بدست اسحاق بن ابراهيم افتاد ، سپس بازار مشرف بر دجله در « فرضه » سپس قطعه زمين جعفر پسر امير المؤمنين منصور كه به ام جعفر رسيد و از ناحيهء « باب قطربل » به قطعه زمين ام جعفر معروف است ، و از طرف قبله قطعه زمين مرّار عجلى است و قطعه زمين عبد الجبار بن عبد الرحمن ازدى كه چندى رئيس شرطه بود ، و
هامش
( 1 ) يا پيام بران سپاه . ( 2 ) خلد بضم و سكون : قصرى است كه منصور پس از فراغت از ساختن شهر خويش ، آن را در بغداد در كنار دجله بنا كرد . . . و پيرامون آن خانه‌هايى ساخته شد و به صورت محله‌اى بزرگ درآمد .