تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
رهسپار سراى آخرت . پس متبارك و متعالى هستى . خدايى جز تو نيست . يكتايى و بى شريكى . به تو ايمان آوردم و پيامبرانت را تصديق كردم و كتابت را پذيرفتم و به هر معبودى جز تو كافر شدم و از هر كس كه جز تو را بپرستد بيزارى جستم . بار خدايا ، شام را به بامداد مىآورم و بامداد را به شام مىرسانم در حالى كه عمل خويش اندك مىشمارم و به گناه خود اعتراف مىكنم و به خطاى خويش اقرار مىآورم . بار خدايا ، چون پيروى از هواى نفس را از حد گذرانيده‌ام ، آفريده‌اى ذليلم . عمل من مرا به هلاكت افكند و هوى و هوس من به تباهيم كشيد و شهوات من مرا از كردار نيك محروم داشت . اى مولاى من ، از تو مىخواهم ، همانند كسى كه آرزوى دور و درازش به لهو و لعب سرگرم داشته و جسمش به سبب تن پرورى غافل است و دلش به سبب افزونى نعمت مفتون است و خود دربارهء آينده‌اى كه به سوى آن رهسپار است اندك مىانديشد ، همانند آن كس كه آرزو بر او چيره شده و هوى و هوس او را فريفته و دنيا بر او تسلط يافته و مرگ بر او سايه افكنده است ، همانند آن كس كه گناه خود بسيار مىشمرد و به خطاى خود اعتراف مىكند ، همانند آن كس كه پروردگارى جز تو ندارد و جز تواش دوستى نيست و كسى از خشم تواش نمىرهاند و پناهگاهيش جز آستان تو نيست . اى خداوند ، از تو مىخواهم ، به حق خود كه بر همگان واجب گردانيده‌اى و به نام مهين تو كه پيامبرت را فرموده‌اى كه تو را بدان نام تسبيح گويد و به عظمت ذات بزرگوار تو كه نه كهنه مىشود و نه تغيير مىيابد و نه فنا مىپذيرد ، كه بر محمد و خاندانش درود بفرستى و مرا به نيروى عبادتت از هر چه هست بىنياز كنى و خوف خويش در دلم افكنى تا محبت دنيا از صحراى دلم