نيايش چهل و نهم [ 1 ]
اى خداى من ، تو مرا هدايت كردى و من به لهو و غفلت روى آوردم .
پندم دادى و من سخت دلى نمودم . نعمتهاى نيكويم دادى و من نافرمانى كردم . آنگاه آنچه مرا از آن منع كرده بودى به من شناسانيدى و من شناختم و آمرزش طلبيدم و تو گناه من بخشيدى . زان سپس من بار ديگر به گناه بازگشتم و تو اغماض كردى . پس حمد باد تو را اى خداوند من .
خود را در واديهاى هلاكت در افكندم و به درههاى تلف در آمدم و در آن احوال ، با سطوت و قهر تو ، با عذابها و عقوبتهاى تو روياروى شدم .
بار خدايا ، رهتوشهء من براى رسيدن به تو ، اعتقاد من به يكتايى توست و دستاويز من اينكه هيچ چيز در خدايى با تو شريك نساختهام و كسى را جز تو به خدايى نگرفتهام و اينك خود در تو گريختهام ، زيرا خطاكاران را جز تو فرارگاهى نيست و براى پناهندهاى كه بهرهء خويش تباه كرده است جز تو پناهگاهى نيست .
بار خدايا ، چه بسا دشمنى كه شمشير عداوت آخت و بر من تاخت و براى كشتن من خنجر خويش تيز كرد و با دم برندهء آن آهنگ جان من نمود و زهر كشنده به آب من بياميخت و خدنگ جان شكار خويش در كمان نهاد و مرا نشانه گرفت و چون پاسبانان همواره بيدار ، ديده از من بر نمىگرفت و در دل داشت كه مرا گزندى سخت رساند و شرنگ كينهء خويش به كامم ريزد . آنگاه اى خداوند من ، ديدى كه چسان از تحمل
هامش
[ 1 ] دعاى آن حضرت است در دور ساختن مكر دشمنان و بازگرداندن قهر ايشان .