تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
نياز نيفتاده و در كار تو را شاهد و ناظرى نبوده است . تويى كه چون اراده كنى حتمى است و هر چه تقدير كنى بر مقتضاى عدل است و هر چه حكم كنى از روى انصاف است . تويى كه در مكان نگنجى و سلطهء كس با سلطهء تو بر نيايد ، نه برهانت ناتوان كند و نه از گفتن وامانى . تويى كه هر چيز را شمار كرده‌اى و براى هر چيز مدت و زمانى معين قرار داده‌اى و هر چيز را به مقدار معلوم پديد آورده‌اى . تويى كه اوهام از درك ذات تو درمانند و افهام از چگونگى تو عاجز آيند و ديدگان جاى تو در نيابند . تويى كه به حدّى محدود نيستى و به صورتى تجسم نيافته‌اى و فرزندى نياورده‌اى كه خود از ديگرى زاده شده باشى . تويى كه تو را ضدى نيست كه به دشمنيت بر خيزد و همتايى نيست تا بر تو پيشى جويد و همانندى نه كه با تو دم برابرى زند . تويى كه آفرينش آغاز كردى و موجودات بيافريدى و احداث كردى و ابداع كردى و هر چه ساختى نيكو ساختى . بار خدايا ، منزهى تو . شگفتا چه بزرگ است شأن و منزلت تو ، چه بلند است مكانت و مقام تو و چه نيكو حق و باطل از يكديگر جدا ساخته‌اى . منزهى تو ، اى خداوند مهربان ، چه فراوان است مهربانى تو ، اى خداوند رءوف ، چه عظيم است رأفت تو ، اى خداوند حكيم ، چه شگفت است دانايى تو . منزهى تو ، اى پادشاه ، چه بسيار است قدرت تو ، اى بخشنده ، چه بىاندازه است توانگرى تو ، اى رفيع پايه ، چه والاست رفعت تو . تويى دارندهء شكوهمندى ، تويى دارندهء بزرگوارى ، تويى در خور سپاس و ستايش .