سپاسگزارى در برابر نعمتت را فراموش كنم ، يا از ذكر احسان و بخشش تو غافل شوم ، يا از استجابت دعايم - هر چند به تأخير افتد - نوميد گردم ، چه در مسرّت باشم يا اندوه ، چه در سختى باشم يا آسايش ، چه در عافيت به سر برم يا در بلا ، چه در توانگرى باشم يا بينوايى ، چه در فراخى نعمت باشم يا در تنگى معيشت و چه در فقر يا غنا .
بار خدايا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا در همه حال توفيق ده كه ذكر جميل تو گويم و به ستايش تو بر خيزم و سپاست بگزارم ، تا به آنچه از مال دنيا بر من ارزانى داشتهاى دلخوش نباشم و به منع تو اندوه نخورم . خوف خود شعار دلم گردان و تنم را به كارى برگمار كه تواش مىپسندى و مرا از هر چه به من روى آورد ، به فرمانبردارى خود مشغول دار ، تا چيزى كه تو را به خشم آورد به دوستى نگيرم و از چيزى كه رضاى تو در آن است خشم نگيرم .
بار خدايا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دلم از هر محبتى تهى گردان تا تنها جاى محبت تو باشد ، و به ياد خود مشغول دار و از بيم خود توانگر نماى و رغبت آن به خود برانگيز و به طاعت خود گرايش ده و بدان راه كه بيشترش دوست دارى روان بدار و چنان كن كه تا زندهام مقهور رغبت به چيزى باشد كه در نزد توست .
اى خداوند ، چنان كن كه در اين جهان پرهيزگارى رهتوشهء من باشد و مقصد من در اين سفر رسيدن به رحمت تو و خشنودى تو سراى من و بهشت تو جايگاه من . و مرا نيرويى ده كه بار رضاى تو بر دوش توانم كشيد و از هر كه گريزم در تو گريزم و خواست من چيزى باشد كه در نزد تو باشد . قلبم را از بدسيرتان به بيم افكن و انس خود و دوستان خود و بندگان فرمانبردارت را نصيب من كن .
بار خدايا ، بار منّت هيچ گنهكار و كافر بر دوش من منه و براى هيچ يك از آنان در نزد من نعمت و بهرهاى قرار مده و مرا نيز به آنان محتاج
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٤٠