كأنّي غريم مقتض أو كأنّني * نهوض حبيب أو حضور رقيب
از حاجب خواستم كه اين كاغذ را به او دهد . چون آن را خواند گفت : واى بر تو او را به درون آر . من به درون رفتم ، گراميم داشت و نيازهايم را برآورد .
ابو على [ 1 ] گويد : از ابو محمد مهلّبى وزير در مجلس انس شنيدم كه گفت كه نديمى بود ، در كتابت خوشذوق ، پندارم آن كاتب ابن مدبّر بود . روزى كه من در آن جا بودم غلامش كه در پى كارى رفته بود بازگرديد صاحبخانه پرسيد كه چه شد ؟ گفت رفتم و نبود برخاست كه بيايد . آمد و او نيامد پس من آمدم . من حيران شدم كه اين چگونه سخن گفتن است . گفت : من به عشق كسى گرفتار آمدهام . غلام به سراغش رفت كه بيايد ، چون تو نشسته بودى غلام به كنايه سخن گفت كه به نزد او رفتم پدرش در خانه نبود ، برخاست كه بيايد ، پدرش برسيد و او نيامد ، من بازگشتم . گفتم غلامى با اين ذكاوت بهتر است كه دوست تو باشد تا غلامت .
30 - ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال [ 2 ]
اصل او از كوفه بود و نسب به ثقيف مىرسانيد . جد چهارم او سعد بن مسعود بود ، برادر عبيد بن مسعود كه در ايام عمر بن خطاب در نبرد جسر ميان عربها و ايرانيان دليريها نمود .
سعد بن مسعود عمّ مختار بن ابى عبيده ثقفى بود كه على ( ع ) او را حكومت مداين داد .
حسن بن على ( ع ) در روزى كه در ساباط بر او شوريدند به او پناه برد . ابراهيم بن محمد ، ابو اسحاق كنيه داشت . از فحول اماميه بود . ابو جعفر محمد بن حسن طوسى در كتاب مصنفي الإمامية ذكر او كرده است و گويد كه در سال 283 در گذشته است . و گويد كه از كوفه به اصفهان مهاجرت كرد و در آن جا زيستن گرفت . نخست زيدى بود و سپس به اماميه گرويد . از او آثار زيادى بر جاى مانده چون : كتاب المغازى ، كتاب السقيفه ، كتاب الرّدة ، كتاب مقتل عثمان ، كتاب الشورى ، كتاب بيعة امير المؤمنين ، كتاب الجمل ، كتاب صفّين ، كتاب الحكمين ، كتاب النهر [ 3 ] ، كتاب الغارات ، كتاب مقتل امير المؤمنين ،
هامش
[ 1 ] به احتمال قوى ابن مقله است .
[ 2 ] الوافى 6 : 120 ( از ياقوت ) ، بنگريد به : فهرست طوسى 16 كلكته ، 31 بيروت ، در المختصر نيامده است .
[ 3 ] طوسى : نهروان .