بود و در گفتار صادق . كتابهاى نيكو تصنيف كرد . از آن جمله است : كتاب الخيل و كتاب حروف القرآن . پدرش محمد بن سعدان نابينا بود ، ازاينرو ، او را « مكفوف » مىگفتند او يكى از اعيان اهل علم بود و در ميان قرّاء . در باب خود از او ياد خواهيم كرد .
28 - ابراهيم بن قاسم كاتب [ 1 ]
به رقيق قيروانى معروف و رقيق لقب او بود . مردى بود فاضل ، صاحب تصانيف بسيار در علم اخبار . از جمله آثار اوست : كتاب تاريخ افريقيه و مغرب در چند مجلّد و كتاب النساء كه كتاب بزرگى است و كتاب الرّاح و الارتياح و كتاب نظم السلوك في مسامرة الملوك در چهار مجلّد و كتاب الاختصار البارع للتاريخ الجامع . ابن رشيق از او ياد كرده و گفته است كه ابراهيم بن قاسم شاعرى بود با كلامى سهل و شعرى محكم و قوى . بيشتر هنر او در صناعت كتابت بود نه در شعر . در تاريخ و تأليف اخبار از هركس حاذقتر بود .
بيست و اند سال كاتب حضرت بود . از اشعار او قصيدهاى است در جواب عمّار بن جميل [ 2 ] ، در هنگامى كه رفتن به مجالس بادهگسارى را ترك كرده بود ، بدين مطلع [ 3 ] :
قريض كابتسام الرّو * ض جمّشه نسيم صبا
كه در آن شعر خود را ستوده تا آنجا كه گويد :
جفوت الرّاح عن سبب * و كان لجفوتي سببا
فصرت لوحدتي كلّا * على الاخوان مجتنبا
و ذاك لتوبة أمّلت * ان اقضى بها اربا
فها أنا تائب منها * فزرني تبصر العجبا
در سال 388 از سوى نصير الدوله باديس بن زيرى ، با هديهاى كه براى الحاكم آورده بود ، به مصر آمد .
هامش
[ 1 ] الوافى 6 : 92 ، الفوات 1 : 41 ، مسالك الابصار 11 : 333 .
[ 2 ] ابن جميل : ابن رشيق شرح حال او را در الانموذج : 305 آورده است . گويد طبعى متوسط داشت ، بد خوى و ستيزه روى بود چون عبد الملك بن زيّات .
[ 3 ] حاصل معنى : شعرى همانند لبخند باغ آنگاه كه نسيم صبا با آن ملاعبت كند . من از مى به سببى دورى گزيدم و دورى گزيدنم را سببى بود . به تنهائيم پناه بردم تا چون بارى بر دوش برادران نباشم و اين به خاطر توبهاى بود كه آرزو داشتم به سبب آن به مقصود خود برسم . اينك من از مى توبه كردهام به ديدار من بيا تا شگفتى بينى .