شلمغانى حلول كرده است . كتابى نوشت به نام الحاسة السّادسة .
او زنا و فجور را مباح نمود . خليفهء عباسى الراضى بالله بر او دست يافت ، و در سال 322 به قتلش آورد . شلمغانى جماعتى را اغوا كرده بود از جمله ابراهيم بن ابى عون صاحب كتاب التشبيهات را . پيروانش زنان و دختران و خواهران و اموال خود را بر او مباح كرده بودند و او هر گونه كه مىخواست در آنها تصرف مىنمود . شلمغانى صنعت كيميا مىدانست . هنگامى كه وى را دستگير كردند ابراهيم بن ابى عون را نيز گرفتند و چون او را كشتند از ابراهيم خواستند كه او را دشنام دهد و بر او آب دهان اندازد ابراهيم از ترس بر خود بلرزيد پس او را نيز كشتند . ابراهيم از اهل ادب بود و داراى تأليفاتى ولى ناقص العقل و متهوّر بود .
ثابت گويد : گويند ابو جعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر دعوى ربوبيت كرد . چون گرفتار آمد او را با ابراهيم بن محمد بن ابى النجم معروف به ابن ابى عون كه به او گرويده بود تازيانه زدند و سر بريدند و بر دار كردند ، سپس پيكرهايشان را سوختند . اين واقعه در روز سهشنبهء اول ذوالقعدهء سال 322 اتفاق افتاد ، من اين مطلب را از خط ثابت نقل كردم . از آثار اوست : كتاب النواحى و البلدان ، كتاب الجوابات المسكتة ، كتاب التشبيهات ، كتاب بيت مال السّرور ، كتاب الدواوين و كتاب الرسائل .
مرزبانى گويد [ 1 ] : ابو عون احمد بن ابى النّجم كاتب انبارى ، از موالى بنى سليم بود ، ابو عون و دو عمّ او صالح و ماجد پسران ابو النجم شاعر بودند و ماجد را ابو الدّميل مىگفتند . ابو عون در وصف حاتم بن الفرج گويد [ 2 ] :
فحاتم الجود أخو طيّ * و كان هذا حاتم البخل
ابو محمد عبد الله بن احمد فرغانى [ 3 ] گويد : ابن ابى عون يكى از سران و سروران بود .
از كسانى كه ابو الهيثم عباس بن محمد بن ثوابه او را به خود نزديك كرده و مال بسيار به او
هامش
[ 1 ] نقل از معجم الشعر است . صفدى هم در الوافى 8 : 209 / 210 بدان اشارت دارد .
[ 2 ] حاصل معنى : حاتم بخشنده از قبيلهء طى بود و اين يك حاتم بخل و خست است .
[ 3 ] او مورخى است كه ذيل تاريخ طبرى را نوشته ، وفات او در سال 362 بود . سپس پسرش احمد ذيلى بر تاريخ پدر نوشت . وى نيز متوفاى سال 398 بود .