و بر قدم خوف و رجاء ايستاده است و سر را كه به پائين گرفت و به محل سجده نگاه كرد كنايه از دورى جستن از كبر و غرور مىباشد ، و ميبايست كه پيوسته به ياد قيامت و وقوف در پيشگاه حضرت حق باشد و با خود چنين تصور كند كه اگر نزد يكى از سلاطين و ملوك دنيا حاضر شود و خيانت و تقصيرى هم از او نسبت به آن سلطان سر زده باشد حالش چگونه خواهد بود و چگونه سراسر وجودش ناظر به اين معنا است كه آيا آن سلطان چه دستورى دربارهء او صادر مىكند و چه خطابى به او مىنمايد آيا او را مىپذيرد و يا از خود ميراند و چگونه با تمام وجود مرتب و آرام در برابر او مىايستد ، و اگر نفسش كه به لهو و لعب عادت نموده در هنگام حضور در پيشگاه حضرت ذو الجلال در خشوع و آرامش لا اقل باندازهء حضور در مقابل آن سلطان با او همراهى ننمود ميبايست كه نفس خود را مورد عتاب قرار دهد و او را سرزنش كند كه اى خبيث من شرم دارم از اينكه ذات اقدس حق از بندهء مملوكى كه مالك نفع و ضرر و مرگ و حيات خويش نيست در نزد تو پستتر باشد ، و مرا بكجا ميبرى و به چه مهلكه اى ميخواهى مرا بيفكنى ، ميخواهى مرا نزد سيد و مولايم از همه پستتر گردانى ، اگر تو از او حياء نميكنى و از خطا و تقصير خويش منفعل و شرمسار نمىشوى لا اقل از اين مقام خطيرى كه در آن قرار گرفته اى بترس و از اعمال قبيح خود بر حذر باش و از رسولخدا صلَّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : آيا كسى كه در هنگام نماز صورتش را اين طرف و آن طرف مىكند از اين نمىترسد كه خدا صورتش را به صورت حمارى برگرداند . يكى از محققين در اين باره ميگويد : مراد پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله اين بوده كه آيا كسى كه در نماز از خدا و عظمتش به چيز ديگرى مشغول مىشود نمىترسد كه
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٦٣