تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
كه در وعظ خود هم اسباب رجاء را بيان كنند و هم اسباب خوف را متذكر شوند ، ولى از جهت اينكه غالب بر عامهء مردم امنيت خاطر از مكر و غضب خدا است سزاوار است كه اسباب خوف بيشتر بيان شود و واعظ به شكوهء مستمعين خود كه به بسيارى ذكر اسباب خوف اعتراض ميكنند توجهى نكند بلكه خود بنفسه احوال آنها را ملاحظه كند چرا كه عامهء مردم خوف و قنوط و امن و رجاء را نمىفهمند و شكوه شان بخاطر ناراحتى و رنجى است كه اولين درجهء خوف است ، و آنها آن را قنوط مىپندارند و الا چگونه مىشود كه اثرات خوف در وجود آنها ديده نمىشود و آنها به قنوط رسيده باشند و كسى كه اين اندازه خوف و ترس در وجود او نيست كه او را از ارتكاب گناه باز بدارد چگونه مىتواند ادعاى خوف شديد و تجاوز خوف از حد اعتدال و رسيدن بمرحلهء قنوط و نااميدى كند ، بلكه قنوط و نااميدى آنها نه بر اثر خوف زياد بلكه بخاطر عدم وجود خوف است ، زيرا قنوط عبارت از تجاوز خوف از حد اعتدال است و لازمهء اين معنا اينست كه چيزى كه باعث ترس از او شود باشد و شدت ترس از آن چيز هر اميد نجاتى را در دل بسوزاند بگونه ايكه انسان از نجات از آن به كلى مأيوس شود اين معنا كجا و اهل دنيا و دلباختگان بمحبت دنيا كجا ، اين كجا و فرو رفتگان در شهوات دنيا و مشغولين به جمع آورى مال و منال دنيا كجا ، اينان را اصلا اعتقادى صادق نيست و اگر هم اعتقادى براى آنها باشد ياد آخرت و شدت عذاب آن براى آنها نخواهد بود تا چه رسد به درد جانكاه خوف كه از حد اعتدال تجاوز كند و به قنوط و نااميدى كشد ، و اگر در ميان اين افراد يأس و نااميدى از رحمت خدا مشاهده شود از جهت عدم صدق اعتقاد آنها به خدا و شدت خشم و