فصل « در اسباب رجاء و اميدوارى »
اصل در « رجاء » صفات جماليهء پروردگار است كه گفته شده صفات جمال پروردگار بيش از صفات جلال او است و كسى نگويد اگر چنين است پس چرا شمارهء هلاك شدگان بيش از تعداد نجات يافتگان هست زيرا مىگوئيم كه اين مطلب را قبول نداريم چون نسبت ملائكهء روحانى ، با جن و انس كه هلاك شدگان از اين طبقه هستند همچون نسبت دريا با قطره است و مثل اين عوالم تاريك و پائين نسبت به آن عوالم عالى و نورانى مثل خالى است كه بر چهرهء عكس صاحب جمالى باشد .
بالجمله ، اصل در رجاء اينست كه وجود شر و غضب طفيل وجود خير و رحمت است . و اين يكى از معانى پيشى جستن رحمت پروردگار بر غضب او است و اگر انسان خود در پى تحقيق اين موضوع بر آيد به اين نتيجه ميرسد كه رجاء از قوت بيشترى برخوردار است ، بيان مطلب اينكه انسان اگر در اين دنيا به معامله و رفتار خداوند با بندگانش بنگرد و به اين همه نعمتهائى كه او بر آنها ارزانى داشته توجه كند ، و كثرت عنايت حضرت حق را نسبت ببندگان مشاهده كند و ببيند كه او هيچيك از اسباب عيش و زندگى آنها را مهمل نگذاشته است ، و با اينكه اين دنيا ، عالم تاريك و
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٥٠