قسم چهارم خوف و ترسى است كه آدمى را از محرمات شرعى بدور داشته و بر عمل به واجبات شرعى وا دارد .
و به يك اعتبار خوف را مىتوان به ناقص و معتدل و زايد وصف نمود :
خوف ناقص خوفى است كه دل را به درد آورد و اشك را جارى سازد ولى در مقابل محرمات و شهوات نتواند مانع انسان شود و آدمى را بر مجاهده و انجام عبادات بر نينگيزاند ، و هر گاه آيه اى يا روايتى در وصف جهنم و شدت عذاب آن بشنود بگريد و چون بگذرد اثر آن از بين برود و او را مانع و رادع نباشد مثل رقت قلبى كه در زنها هست ، اين خوف خوفى ناقص است ، و بخاطر ضعف اثر آن وجودش مثل عدم آن هست و عامهء مردم چنين هستند .
خوف معتدل خوفى است كه انسان را به انجام اعمال نيك و تقوى و جهاد با نفس بر انگيزاند و اين خوف در همهء درجات آن نافع و سودمند و براى آن ثوابهاى فراوان است .
و خوف زايد خوفى است كه به يأس و نااميدى منتهى شود و آدمى را از عمل باز بدارد و يا اينكه بمرگ و هلاكت انسان و يا اخلال عقل او منجر شود و چنين خوفى از همهء اقسام آن نهى شده است و علت اين نهى اينست كه خوف في نفسه از فضايل نيست تا هر چه بيشتر شود بهتر باشد بلكه خوف يك نقص است و اگر مىبينيم كه در زمرهء فضايل قرار گرفته بخاطر اينست كه بواسطهء آن نقص مهمترى رفع مىشود و چون چنين است اگر اين خوف از حد خودش تجاوز نمود بگونه اى كه در رفع آن نقص ديگر كار ساز نبود يا بر آن افزود قبيح خواهد بود .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٢٩