آخرت ، و ديگرى عدم اطمينان بنده بقبولى اعمال و سالم ماندن آنها از آفات تا هنگامى كه روز مزد و پاداش فرا رسد ، و سوم الفت قلب و نفس آدمى به اين دنيا و لذات آن ، و عشق به شهوات و زينتهاى آن ، و همين عشق و دلبستگى است كه عاقل را از تعقل در عواقب امور باز ميدارد ، و اجتماع همين امور نيز سبب مىشود كه مؤمن از تحصيل انوار جمعه سستى ورزد ، و از كسب سعادات عاليهء آن با بعضى از اعمال جزئى چشم بپوشد و الا چگونه مىشود تصور كرد كه مؤمنى معتقد به اين باشد كه خدايش در هر شب جمعه از اول شب تا به آخر آن او را فرا ميخواند و مىگويد : آيا صاحب حاجتى هست كه مرا بخواند تا نيازش را بر آورم ، آيا گناهكارى هست كه از من طلب بخشش كند تا گناهانش را بيامرزم آيا كسى هست . . . آيا كسى هست . . . و تا صبح پيوسته اين ندا بلند است ، و خدايش او را بخلوت و مناجات با خود ميخواند ، و او را به انس گرفتن با خود دعوت مىكند و به او وعده داده كه اگر بگويد يا رب يا رب ، جواب خواهد داد لبيك اى بندهء من ، آيا ممكن است كسى به همهء اين امور معتقد باشد و باز تا صبح بخوابد ، و پاره اى از شب را براى تحصيل بعضى از اين مراتب به پا نخيزد ، بجان خودم سوگند كه اين سستى و تنبلى جز بواسطهء همان جهاتى كه ذكر شد نيست ، و در حديث قدسى خطاب بموسى ابن - عمران ( 1 ) آمده است كه : يا ابن عمران كذب من زعم انّه يحبّنى فاذا جنّه اللَّيل نام عنّى ا ليس كلّ محبّ يحبّ خلوة حبيبه .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٥٨
هامش
( 1 ) صاحب وسايل در كتاب جواهر السنية اين حديث را آورده است و مؤلف قسمتى از آن را در اينجا آورده است . .