تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة فهرست 18

مساهمون:

صفهرست ١٨
اثير جزرى و « المشتبه في اسماء الرجال » ذهبى و فهرست كتب خطى به زبانهاى عربى و سريانى كتابخانهء ملى پاريس به عربى و فرانسوى در چهار جلد . با توجه به اينكه دوسلان زبان عربى را نيك مىدانسته و از تاريخ و جغرافياى بلاد شمال افريقا اطلاع وافى داشته و قبايل بربر را مىشناخته مىتوان به صحت كار او تا حد زيادى مطمئن شد و اذعان كرد كه اين دو جلد آخر كتاب « العبر » تا حد زيادى عارى از تحريفات و اشتباهات است در سالهاى 1938 - 1940 كازانوا خاورشناس ديگرى كار دوسلان را در پاريس تجديد چاپ كرد . دربارهء چهار جلد پيشين ، چنان كه در مقدمهء جلد اول و دوم ترجمه ياد آور شده‌ام چنين اقدامى صورت نگرفته و كتاب ، چه چاپ بولاق و چه چاپ دار الكتاب لبنانى آن پر از غلطها و تحريفات است . به نظر بنده سبب اين بوده كه خواندن خط قديم مغربى براى مردم مشرق زمين كه با نسخ و نستعليق خو گرفته بودند دشوار بوده و چاپ كنندگان كتاب نتوانسته‌اند بعضى از اعلام را درست بخوانند ، بنابر اين كار اول مترجم تصحيح متن بود از روى كتبى كه ابن خلدون مطالب خود را از آنها بر گرفته ، چون تاريخ طبرى و ابن اثير و كتابهاى ديگرى كه در مقدمه‌هاى مجلدات پيشين از آنها ياد شده است . خوشبختانه در ترجمهء اين دو جلد آخر ( جلد پنجم و ششم ) نيازى به اين تلاش نبود . البته منبع موثقى هم جز همين كتاب در دست نبود و اگر بارون دوسلان چنين اقدامى نكرده بود تصحيح و ترجمهء تاريخ مغرب و بربر ميسر نمىگرديد . دوسلان در مقدمهء مختصر عربى خود ، پس از حمد و ثناى بارى تعالى چنين گويد : « اما بعد ، تاريخ ابو زيد عبد الرحمان بن محمد بن خلدون از نفايس كتب است و آن همچنانكه در آغاز پديد آمدنش كتابى معتبر بود ، امروز هم از همان اعتبار ديرين برخوردار است . مصنف اخبار همهء امم را از ابتداى دنيا تا زمان خود در آن آورده است . از بخشهاى جالب و مرغوب آن بخشى است مشتمل بر اخبار بربرهاى مغرب و قبايل ايشان » . آن گاه دوسلان سبب اقدام خود را در تصحيح كتاب چنين بيان مىكند كه : « چون مملكت الجزاير به دست لشكريان ما فتح شد و اين بلاد تحت تسلط ما در آمد وزير جنگ ما را در خاطر آمد كه ضرورى است از گذشتهء اين بلاد و مردم آن ، آگاهى حاصل شود و در عين حال از ارزش و اعتبار تاريخ ابن خلدون غافل نبود . زير آنچه او مىطلبيد در مطاوى اين كتاب نهفته بود . پس مرا مأمور كرد كه آن را استنساخ كنم و غلطهاى آن را بزدايم و پس از چاپ متن عربى ، آن را به زبان فرانسوى هم ترجمه نمايم . من نيز دامن همت بر ميان زدم و براى امتثال فرمان او به كار پرداختم و شش نسخه از اينجا و آنجا گرد آوردم . نخست متن را استنساخ كردم و از