دشمنم . ( 168 )
اى پروردگار من ! مرا و كسانم را از عاقبت عملى كه مىكنند رهايى بخش . ( 169 )
او و همهء كسانش را رهانيديم . ( 170 )
مگر پيرزنى كه خواست بماند . ( 171 )
سپس ديگران را هلاك كرديم . ( 172 )
بر آنها بارانى بارانيديم و چه بد بود باران تهديدشدگان . ( 173 )
هرآينه در اين عبرتى است و بيشترينشان ايمان نياوردند . ( 174 )
هر آينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است . ( 175 )
واژگان
الذكران : جمع ذكر : مرد .
عادون : جمع عاد : متجاوز .
القالون : جمع القالى : دشمن .
الغابرين : جمع غابر : باقى مانده .
تفسير
داستان لوط در سورهء اعراف ، آيهء 80 تا 84 ، جلد سوم و در سورهء هود ، آيهء 77 تا 80 ، جلد چهارم بيان شد .
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ .
لوط از لحاظ همزيستى و سكونت برادر آنان بود ، نه از لحاظ دين و نسب ؛ زيرا وى و عمويش ابراهيم عليه السّلام در حدود قرن نوزدهم پيش از ميلاد ، از بابل به مصر و آنگاه به فلسطين آمدند و لوط عليه السّلام در وادى اردن اقامت گزيد و ابراهيم عليه السّلام در بلندىهاى شمال اين ناحيه .
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ * وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ .
لوط عليه السّلام به فعاليتى پرداخت كه قبلا نوح عليه السّلام ، هود عليه السّلام و صالح عليه السّلام بدان پرداخته بودند ؛ زيرا رسالت همگى يك چيز است . [ به اين دليل ] آياتى