68 ، جلد چهارم بيان شد .
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ * وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ .
اين آيات در مقطع پيشين كه به هود عليه السّلام اختصاص داشت بيان شد و آيات پيش از آنهم به نوح اختصاص داشت . گفتيم : رمز وحدت اين آيات ، وحدت رسالت پيامبران است .
أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ * فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ * وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ .
قوم ثمود در درياى ثروت ، آسايش ، ميوهها ، رودخانهها ، كاخها و چارپايان غرقه بودند و جز از شهوتها و لذتهاى خود ، از همه چيز غفلت كرده بودند . ازاينرو ، برادرشان صالح عليه السّلام دربارهء گرفتار شدن به سرنوشت بد ، به آنان هشدار داد و به آنها گفت : آيا شما از خدا غفلت مىكنيد ، درحالىكه او از شما غفلت نمىكند ؟ آيا از پيشامدهاى ناگوار و ناگهانى در امان هستيد ؟
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ * وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ .
مراد از اسرافگران مفسد ، سركردگان و رهبران هستند ؛ زيرا آنان ريشهء درد و گرفتارىاند ، مگر تعداد بسيار اندك از ايشان . ازاينرو ، آنان نه دين را مىفهمند و نه ارزشها را ، جز منافع خود و منافع اربابانشان را از اين مفسدان فى الأرض در ميان قوم صالح نه تن وجود داشتند ، چنانكه در آيهء 48 سورهء نمل آمده است : « در شهر نه مرد ناصالح بودند كه در آن سرزمين فساد مىكردند ، نه اصلاح » .
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ؛
يعنى جادوگرى تو را جادو كرده و انديشهات را فاسد نموده است ، تا آنجا كه به كارى مىشتابى كه نسبت به آن شناخت ندارى .
آرى ، بسيارى از جوانان امروز هم به كسى كه به آنان بگويد : « نماز بخوانيد و روزه بگيريد » همين سخن را مىگويند .