تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
كس تقليد نمىكنم .
وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ .
خداوندى كه با فراهم كردن اسباب براى من و همهء آفريدگانش ، مرا اطعام مىكند و سيرابم مىسازد ؛ زيرا او اين زمين را آفريد و تمام نيازمندىهاى آنها را در آن به وديعت نهاد و فرمود : « اوست كه زمين را رام شما گردانيد . پس بر روى آن سير كنيد و از رزق خدا بخوريد » . « 1 »
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ .
هرگاه بيمار مىشوم ، با دوايى كه آفريده است ، شفايم مىبخشد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « خداوند براى هر دردى ، دوايى فروفرستاد و هرگاه دارو به درد برسد ، با اجازهء خدا بهبود پيدا مىكند » . در حديث ديگرى آمده است : « خدا درد و داروى آن را فرستاده است . پس مداوا كنيد و با حرام مداوا مكنيد » .
وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ * وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ .
مرگ ، زندگى و آمرزش گناهان ، تنها در دست خداست و در اين ترديدى وجود ندارد . ابراهيم عليه السّلام معصوم از خطا و گناه است ، لكن از نشانه‌هاى عصمت هرمعصوم آن است كه از خداوند زياد مىهراسد .
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً .
مراد از حكم در اين‌جا سلطنت نيست ، بلكه دانايى و توان جدا كردن حق از باطل است : « او را حكمت و فصل خطاب [ - نيروى جدا كردن حق از باطل ] داديم » . « 2 »
وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ .
خدايا به من توفيق بده كه گام در جاى گام شايستگان نهم و كار آنان را انجام دهم .
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ .
مراد از « الآخرين » امت‌هايىاند كه پس از او مىآيند . معناى آيه چنين است : خدايا ! پس از من ياد نيك در ميان مردم بر جاى
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 15 . ( 2 ) . ص ( 38 ) آيهء 20 .