[ تفسير ]
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ .
در تفسير آيهء چهارم سورهء انعام ، جلد سوم ، اختلاف مفسران بر سر اين مسئله را كه آيا ابراهيم اين سخن را به پدر حقيقىاش گفت و يا مجازى ، يعنى به برادر پدرش ، بيان كرديم .
قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ .
به پرستش و تقديس اين بتها ادامه مىدهيم . اعتراف قوم ابراهيم به پرستيدن بتها نشان مىدهد كه واژهء « صنم » از نظر آنان ، مفهوم نكوهش را نداشته - چنانكه ما اين معنا را از آن مىفهميم - بلكه بر عظمت و بزرگى دلالت مىكرده است .
قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ * أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ .
معبود ، قاعدتا بايد بشنود و ببيند و نيز سود و زيان برساند . آيا اين ويژگىها در آنچه شما آن را مىپرستيد يافت مىشود ؟ استفهام براى انكار است [ يعنى قطعا پرستيدههاى شما اين ويژگىها را ندارند ] .
قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ .
اين جمله ، اعتراف آشكارى است به اينكه آنان مقلدند . البتّه اين امر شگفتى ندارد ؛ زيرا در قرن بيستم و عصر فضاهم مىبينيم كه پيروان احزاب و سازمانهاى مختلف از رؤساى خود تقليد و به سخنان آنان استدلال مىكنند و اين سخنان را بسان بديهيات ، بدون تحقيق و جستجو مىپذيرند .
قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ * أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ * فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ .
اگر شما از پدرانتان تقليد مىكنيد ، من از هيچكس تقليد نمىكنم و بيزارى خود از خدايان شما و دشمنى خود با آنها را اعلام مىدارم و جز پروردگار جهانيان را نمىپرستم و او سرپرست من در دنيا و آخرت است و اگر آنگونه كه شما مىپنداريد ، بتهايتان خدايانند ، بايد حيله و خشم خود را عليه من بهكار گيرند كه من هم شما و هم آنها را به مبارزه مىطلبم .
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ .
خدا به من خرد بخشيده كه به وسيله آن مىتوانم حق را بيابم و من هم از اين خرد پيروى مىكنم و آن را خوب بهكار مىگيرم و از هيچ