واژگان
السراب : شعاعى از نور خورشيد در گرماى سوزان كه شخص بيننده خيال مىكند كه آن آبى است جارى بر زمين .
قيعه : جمع قاع : زمين پهناور .
لجّى : آب فراوان كه امواجش برهم نشينند .
يغشاه : مىپوشاند آن را .
صافات : بالهايش را در هوا پهن مىكند .
المصير : بازگشت .
اعراب
« بقيعه » . « باء » حرف جر ، « قيعه » مجرور به آن ، متعلق به محذوف ، صفت براى « سراب » است .
« أَوْ كَظُلُماتٍ »
عطف است بر « سراب » .
« مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ »
مبتدا و خبر و جمله صفت است براى « موج » .
« مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ »
نيز همانند آن است . « ظلمات » خبر براى مبتداى محذوف است ؛ يعنى هذه ظلمات .
« مِنْ نُورٍ » .
« من » از لحاظ اعراب زايد و « نور » مبتداست . « الطير » عطف است بر
« مَنْ فِي السَّماواتِ » .
« صافات » حال از « الطير » است .
تفسير
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً .
مراد از كافران در اينجا ، كسانىاند كه از روى تعصب و دشمنى و يا از روى سهلانگارى و كوتاهى نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را انكار كنند . منظور از سهلانگارى آن است كه شخص در عين اينكه توان جستجو و انديشه را دارد ، از جستجوى