و پسر مريم و مادرش را آيتى ساختيم و آن دو را بر بلند جايى كه قرارگاهى و آب روان داشت جاى داديم . ( 50 )
واژگان
تترى : از وتر گرفته شده ، يعنى يكى پس از ديگرى .
أحاديث : جمع أحدوثة يعنى ، مردم دربارهء آنچه دربارهء آنان رخ داده سخن مىگويند .
السلطان : دليل .
عالين : خودخواهان .
الربوة : قسمت بلندى زمين ( تپه ) .
ذات قرار : صاف و هموار طورىكه مردم بر بالاى آنجاى مىگيرند .
المعين : آب جارى .
اعراب
« تترى » مصدرى است كه در موضع حال از « الرسل » و به معناى متواترين و متتابعين مىباشد و فعل آن « تواتروا » است . « بعضهم » مفعول اوّل و « بعضا » مفعول دوم است . « تبع » به وسيلهء همزهء باب افعال به دو مفعول متعدى شده است . « بعدا » مصدر و جانشين فعل . « هرون » بدل از « أخاه » است . « مثلنا » صفت است براى « بشرين » و « مثل » تثنيه بسته نشده است ؛ زيرا مراد از « مثل » در اينجا جنس است .
تفسير
ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ .
ضمير « بعدهم » به عاد برمىگردد و « قرون » ، يعنى گروهها و نخستين اين گروهها ، گروهى است كه پس از عاد آمد و مراد همان