تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
هيچ روى نه به عقيده ارتباط دارد و نه به زندگى . روش قرآن آن است كه در نقل داستان تنها به سخنانى بسنده مىكند كه در آن ، پندى سودمند و اندرزى بازدارنده باشد .
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ * وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ .
اسماعيل در پذيرفتن ذبح ، صبر كرد و نيز در سرزمينى از خود شكيبايى نشان داد كه نه كشتزارى در آن وجود داشت و نه حيوانى . دربارهء ادريس در تفسير آيهء 56 سورهء مريم سخن گفتيم . امّا ذو الكفل ، بسيارى از مفسران مىگويند : او پيامبر است . گروهى مىگويند : او بندهء شايستهء خداوند است ، نه پيامبر . ما بر اين باوريم كه او از جملهء صابران و صالحان است ؛ چرا كه نصّ قرآن ، همين نظرگاه را مىگويد و ما بيش از اين مسئوليت نداريم .
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ .
نون ، يعنى ماهى . ذا النون ، يعنى يونس . خداوند مىفرمايد : « در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهى مباش » . « 1 » مغاضبا ، يعنى خشمگين از قوم خود . لن نقدر عليه ، يعنى بر او سخت نخواهيم گرفت . چنان‌كه در آيهء هفتم سورهء طلاق آمده است :
« وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ ؛
و كسى كه تنگ دست باشد » . مراد از ظلمات در اين‌جا شكم ماهى است . خلاصهء معناى آيه چنين است : اى محمّد ! ماجراى يونس را ياد كن ، هنگامى كه قومش را به ايمان به خدا فراخواند و آنان فراخوانىاش را اجابت نكردند و او از آنان رنجيد و با خشم از ميان ايشان بيرون رفت و گمان كرد كه ما از طريق زندانى كردن و يا مجازات‌هاى ديگر بر او سخت نمىگيريم . زمانى كه ماهى او را بلعيد ، از ما كمك خواست .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ .
مراد از غم در اين‌جا شكم ماهى است و مراد از نجات ، بيرون آوردن او از شكم به خشكى مىباشد . در
هامش
( 1 ) . قلم ( 68 ) آيهء 48 .