وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً ؛
يعنى تو غير از خدا پناهگاهى نمىيابى . اين خطاب براى محمّد صلّى اللّه عليه و إله و معناى ظاهرش چنين است : اى محمّد ! تو در پيشگاه خداوند مسئولى و اگر دربارهء يكى از حقايق قرآن ترديد و يا در تبليغ آن كوتاهى كنى ، هيچ چيز نمىتواند تو را از مسئوليت در پيشگاه خدا نجات دهد . البتّه ، چنين نيست كه پيامبر رحمت ، ترديد و يا كوتاهى كند . چگونه ترديد كند ، درحالىكه خدا بهتر مىداند كه رسالتش را در چه جايى قرار دهد ، بلكه هدف ، تعريض و كنايهزدن به كسى است كه در نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و إله ترديد كند و يا در آنچه او از سوى خدا آورده با وى به مخالفت برخيزد .
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً .
گفته مىشود : اصبر نفسك مع فلان ؛ يعنى به همراه او باش . مراد از
« الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ » ،
مؤمنان و اخلاصمندان است . « الغداة و العشى » كنايه از مداومت آنان بر فرمانبردارى خداوند است . مراد از « وجه » خشنودى خداوند است . جملهء
« وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا » ،
بدين معناست كه توجّهت را از پيروان دين به سوى پيروان دنيا برمگردان . مراد از
« مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ » ،
كافران و مجرمان است .
« كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً »
؛ يعنى در گفتارها و كردارهايش از حدود حق و عدالت تجاوز كرد .
نقل شده است كه عيينه فزارى - يكى از سردمداران مشركان - به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آمد و گروهى از اصحاب تنگدست را نزدش ديد و در ميان اين گروه سلمان فارسى با عبايى بر دوش و عرق كرده ، نيز حضور داشت . دستش برگ درخت خرما داشت .
عيينه به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گفت : آيا بوى بد اين افراد تو را آزار نمىدهد ؟ ما سركردگان قبيلهء مضر هستيم و اگر اسلام بياوريم ، مردم اسلام مىآورند و تنها وجود همين گروه است كه سبب شده ، ما از تو پيروى نكنيم . بنابراين ، آنان را از خود دور كن ، تا ما از تو پيروى كنيم و يا اينكه مجلس آنها را از مجلس ما جدا كن . ازاينرو ، آيه نازل شد .