درّ ولايت را صدف برج امامت را شرف * شاه عرب ماه نجف چابك سوار « 3 » لا فتى
دانندهء عقل و نظر بينندهء نفع و ضرر * مفتى احكام قدر منشى ديوان قضا
نفس رسول مجتبى زوج بتول پارسا * قائم مقام مصطفى صاحب نصاب « 4 » هل اتى
عالى علم و الى همم شير خدا مير امم * شاه عرب ماه عجم سلطان جمله اولياء
بدر الدجى صدر التقى كهف الورى زين الهدى * نجم العلى شمس الضحى يعنى وصى مصطفى
اعظم امير المؤمنين صدر و امام المتقين * و ان كاشف سرّ يقين و ان صاحب تاج و لوا
آن صفدر اعلى نسب آن سرور والاحسب * آن عالم علم و ادب آن مفخر آل عبا
آن مقتداى هاشمى آن رهنماى متقى * و ان ياور شرع نبى و ان ناصر دين خدا
سرّ حديث لو كشف « 5 » گشت از بيانش منكشف * دانش بعلمش معترف بينش بفضلش رهنما
گنج سلونى « 6 » در دلش علم لدنّى حاصلش * جان و تن و آبوگلش با علم و حكمت آشنا
دينش به حكم لميزل خالى ز نقصان و خلل * طبعش منزّه از زلل ذاتش مبرّا از ريا
خورشيد برج مهترى سيّارهء نيك اخترى * درج كرم را مشترى ملك قدم را پيشوا
آن مجمع فضل و هنر آن منبع عقل و نظر * آن مخزن علم و خبر آن معدن صدق و صفا
با خضر همر از آمده با نوح دمساز آمده * با عيسى انباز آمده در عالم علم بقا
يوسف به سيم سوخته خود را به دو بفروخته * قارون از او آموخته قانون علم كيميا
هامش
( 3 ) اشاره بحديث نبوى لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار ( نيست جوانمردى چون على و نيست شمشيرى چون ذو الفقار ) .
( 4 ) اشاره به داستان موجود در سورهء ، الدهر ( هل اتى سوره 76 ) كه 5 تن روزه گرفته و در هر سه روز افطارى خود را به فقرا و ايتام و اسراء مىدهند و در آن سوره ذكر اوصاف مردان خدا آمده و گويند در شأن على عليه السّلام است .
( 5 ) اشاره بحديثى منسوب به حضرت امير : لو كشف القطاء ما ازددت ( اگر پرده برداشته شود در يقين من چيزى افزوده نگردد ) .
( 6 ) اشاره بحديثى است از حضرت امير : سلونى قبل ان تفقدونى - از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد