سپاس و منت و عزت خداى را كه نمود * ره نجات و شدم از حيات برخوردار
به سال هفتصد و هفتاد بد كه در شيراز * تمام گشت به يك روز جمع اين اشعار
به دشمنان منشين حافظا تولّا كن « 12 » * نجات خويش طلب كن بجان هشت و چهار
حرامزاده و بدفعل و شوم و بىبنياد * بمدح شاه جهان كى كجا كند اقرار
متابعت بمنافق « 13 » چه مىكنى بگذر * زياد كردن نامش هزار استغفار [ 1 ]
قصيدهء دوم - در ستايش حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و خاندان او
آن گلبن باغ وفا آن سرو بستان صفا * خورشيد برج ارتضا اعنى على مرتضى
مقصود امر كن فكان « 1 » مطلوب اسم جسم و جان * مفتى درس انس و جان معنى حرف انّما « 2 »
هامش
( 12 ) « تولى » هم نوشتهاند ، يعنى ولايت قرار دادن ، دوست داشتن و به كار كسى قيام كردن
( 13 ) دورو ، ظاهر و باطن مختلف .
[ 1 ] پاورقى قصيدهء يكم - يكتائى اين قصيده را مشكوك و الحاقى مىداند ولى اغلب نسخ آن را اصيل و از حافظ ميدانند .
( 1 ) اشاره است به آيه -إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ( آيه 82 از سوره 36 يس ) جز اين نيست امرش چون خواهد چيزىرا ، آنكه مىگويد مر او را بشو پس مىشود
( 2 ) اشاره است به آيه :إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ( سوره پنجم مائده آيه 61 ) جز اين نيست كه ولى شما خدا است و رسولش ، آنان كه گرويدند برپامىدارند نماز را و مىدهند زكات را وقتى كه ايشان در ركوعند .
آقاى عبد الحسين نوائى در تاريخ آل مظفر مىگويد ، اشاره به آيهإِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراًقسمت اخير آيه 33 سوره 33 احزاب مىباشد