بنى عمنا جود و علينا بجرعة « 1 » * فللفضل اسباب بها يتوسم « 2 »
شهور بها الاوطار تقضى من الصبا « 3 » * و فى شأننا عيش الربيع محرم « 4 »
ايا من علا كل السلاطين سطوة « 5 » * ترحّم جزاك اللّه فالخير مغنم « 6 »
لكن من الخلان ذخر و نعمة « 7 » * و للحافظ المسكين فقر و مغرم « 8 » [ 1 ]
[ مطرب خوشنوا بگو تازهبهتازه نو بنو ]
15 * شماره مسلسل 593
مطرب خوشنوا بگو تازهبهتازه نو بنو * بادهء دلگشا بجو تازهبهتازه نو بنو
با صنمى چو لعبتى خوش بنشين و ساعتى * بوسه ستان ز زلف او تازهبهتازه نو بنو
گر نه مدام مىخورى بر « 9 » ز حيات كى خورى * گر بودت دل نكو تازهبهتازه نو بنو
ساقى ماهروى من مشك بهار بوى من * زود كه پر كنم سبو تازهبهتازه نو بنو
شاهد دلرباى من مىكند از براى من * نقش و نگار و رنگ و بو تازهبهتازه نو بنو
باد صبا چو بگذرى بر سر كوى آن پرى * قصهء حافظش بگو تازهبهتازه نو بنو
[ 406 گفتا برون شدى به تماشاى ماه نو ]
16 شماره مسلسل 594
گفتا برون شدى به تماشاى ماه نو * از ماه ابروان منت شرم باد رو
هامش
( 1 ) اى عموزادههاى ما جرعهاى بما كرم كنيد
( 2 ) و براى فضيلت نشانههائى است كه به آنها هويدا مىشود
( 3 ) ماههايى كه خواستهاى عشق در آن برآورده مىشود
( 4 ) و درباره ما عيش و عشرت بهار حرام شده است
( 5 ) اى كسى كه بر همه پادشاهان برترى يافتى
( 6 ) خداوند به تو پاداش دهد ، رحم آور چون كار نيك خود سودى است
( 7 ) براى هريك از دوستان ذخيره و نعمتى است
( 8 ) ولى براى حافظ بيچاره فقر و زيان است .
( 9 ) ثمر و ميوه و فايده
[ 1 ] پاورقى غزل 14 - اشعار عربى فوق در اغلب نسخ جزء غزليات حرف « و » مندرج است . و در برخى نيز به علت عربى بودن يا علت ديگرى آن را از حافظ ندانسته و حذف كردهاند .