بكاغذ از دل و جان دوست هست حافظ را * كه گشت محرم اسرار دوستان كاغذ
[ اى گفتگوى لعل تو در كام جان لذيذ ]
6 * [ 1 ] شماره مسلسل 339
اى گفتگوى لعل تو در كام جان لذيذ * شكر لبت چو طعم شكر در دهان لذيذ
دندان تست قطرهء شير و شكر لبت * در كامهاست شير و شكر بهر آن لذيذ
خون دل و كباب جگر هر دو بهر تست * باشد بهم كباب و مى ارغوان لذيذ
گفتم حديث لطف تو آمد سخن لطيف * كردم بيان وصف لبت شد بيان لذيذ
دل ناوك تو خواست كه باشد هماى را * نسبت به طعنههاى دگر استخوان لذيذ
او را ز بسكه چاشنى حسن و دلبريست * پيوسته حسن او گذرد بر زبان لذيذ
حافظ بسى ز شيرهء جان پخت حلوهاى * در آرزوى آن لب شكر فشان لذيذ
[ غمهاست اى نگار مرا آنچنان لذيذ ]
7 * [ 2 ] شماره مسلسل 340
غمهاست اى نگار مرا آنچنان لذيذ * بيمار را چنان كه شود ناردان لذيذ
يا رب چه لذتست بغمهاى هجر تو * بر شربت وصال نباشد از آن لذيذ
دلداده ترا كه ز خون دلش غذاست * حلوا كجا موافق تلخى جان لذيذ
غمهاى تست ميوهء دلهاى عاشقان * در كام شاه تلخى آن جاودان لذيذ
از چاشنى لعل لبت يافتست خلق * آن لذتى كه هست بباغ جنان لذيذ
در جام مى ز عكس رخ ساقيان فتاد * مى گرچه تلخ بود شد از لعلشان لذيذ
زان پستهء دهن شده معلوم واعظان * حافظ كراست ميوهء اين بوستان لذيذ
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 6 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست كه از حافظ نمىباشد و نمىگويد كه از كيست ولى پژمان با مختصر تغييرى آن را از آصفى بلخى دانسته است
[ 2 ] پاورقى غزل 7 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست كه از حافظ نيست . و نمىگويد از كيست