[ 134 بلبلى خون جگر خورد و گلى حاصل كرد ]
47 شماره مسلسل 189
بلبلى خون جگر خورد و گلى حاصل كرد * باد غيرت به صدش خار پريشاندل كرد
طوطئى را به هواى شكرى دل خوش بود * ناگهش سيل فنا نقش امل باطل كرد
قرة العين « 1 » من آن ميوهء دل يادش باد * كه خود آسان بشد و كار مرا مشكل كرد
ساربان بار من افتاد خدا را مددى * كه اميد كرمم همرهء اين محمل « 2 » كرد
روى خاكى و نم چشم مرا خوار مدار * چرخ فيروزه طربخانه ازين كهگل كرد
آه و فرياد كه از چشم حسود مه و مهر * در لحد « 3 » ماه كمان ابروى من منزل كرد
نزدى شاهرخ « 4 » و فوت شد امكان حافظ * چكنم بازى ايام مرا غافل كرد « 5 »
[ 135 چو باد عزم سر كوى يار خواهم كرد ]
48 شماره مسلسل 190
چو باد عزم سر كوى يار خواهم كرد * نفس ببوى خوشش مشكبار خواهم كرد
هر آبروى كه اندوختم ز دانش و دين * نثار خاك ره آن نگار خواهم كرد
به هرزه بىمى و معشوق عمر مىگذرد * بطالتم بس ، از امروز كار خواهم كرد
صبا كجاست كه اين جان خون « 6 » گرفته چو گل * فداى نكهت « 7 » گيسوى يار خواهم كرد
هامش
( 1 ) نور چشم
( 2 ) محمل يعنى پالكى ، كجاوه ، هودج
( 3 ) لحد يعنى گور
( 4 ) غرض از « شاه و رخ » دو مهره از شطرنج است . و رخ مربوط بشاه است توضيح - در بازى شطرنج ضمن مجموع مهرههاى هر حريف دو رخ نيز وجود دارد كه يكى شاهرخ و يكى فرزينرخ است - رخ مربوط بشاه كه محافظ و قلعه شاه است بسيار مهم و اگر فرصتى بدست حريف مقابل افتاد بايد از زدن آن رخ غفلت نكند ، زيرا بدين ترتيب شانس پيروزى بسيار زياد مىشود .
( 5 ) اين غزل را حافظ در مرگ يكى از فرزندانش گفته كه گويا همان « شاه نعمان » باشد كه در برهانپور هند مدفون است .
( 6 ) در سودى « خون » و در قدسى « خو » و بعضى از نسخ از آن و برخى ازين تقليد كردهاند انتخاب بهتر بسته به نظر خواننده است و من شخصا خون را ترجيح مىدهم
( 7 ) نكهت يعنى بوى خوش