تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
برخورد با نويسندگان كتابهاى لغت اصالت زبانشان به هم خورده است . نويسندگان اوّليّه كتابهاى لغت هم كوفيها و اهل بصره بوده‌اند . كتابهايى كه مستقيما موارد استعمال كلمه را براى ما از عرب نقل مىكنند بيشتر به درد تحقيق مىخوردند ، ما خودمان موارد استعمال را از آنها مىگيريم و پس از دقّت و مقايسهء آنها مىتوانيم معناى حقيقى كلمه را پيدا كنيم و اجتهاد در لغت به اين معنى كه گفتيم هيچ مانعى ندارد ، بلكه بهترين راه تحقيق معناى كلمه مىباشد . اجتهاد باطل در لغت اين است كه در برابر استعمالات و تصريحات اهل لسان آنها را طرد كنيم و خودمان معنايى براى كلمه ذكر كنيم ( نه به معناى جعل اصطلاح تازه كه آن مانعى ندارد ) نه آن طور كه گفتيم كه معناى منظور اهل زبان را از استعمالات خودشان به دست آوريم . به هر حال كتابهايى كه موارد استعمال را ذكر مىكنند ( و البته معناى كلمه را هم ضمنا طبق نظر خود مىگويند ) چون « لسان العرب » به قلم ابن منظور كه مجلّدات زيادى است و در دسترس مىباشد و همچنين « تاج العروس » تأليف زبيدى . اقرب الموارد شرتونى نيز مقدارى موارد استعمال كلمه را ذكر مىكند و كمتر از آن قاموس مجد . گفتيم كه براى پيدا كردن معناى يك واژهء قرآنى بايد ابتداء به كتابهاى لغت رجوع كرد تا معناى لغوى و عرفى كلمه به دست بيايد . پس از آن بايد آيات قرآنى كه واژهء مورد نظر در آنها به كار رفته است جمع آورى نمود تا در جمع‌بندى و مقايسهء آنها پس از درك معناى لغوى معناى كامل به دست بيايد حتما روايات اهل بيت عليهم السّلام را هم بايد مورد نظر قرار داد تا اگر قرائنى