تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
گاهى موارد استعمال را مستقيما از خود عرب به دست مىآورده‌اند و گاهى مستقيما خود معناى حقيقى و اصلى كلمه را از عرب يا از لغت‌دانهاى پيشين مىگرفته‌اند . در گرفتن موارد استعمال و معناى كلّى كلمه خيلى دقّت مىكرده‌اند و به هر عربى و يا هر لغت‌دانى اعتماد نمىكرده‌اند عربهايى كه به نوعى با شهر نشينان ارتباط داشته و احيانا در شهر نشينى هضم مىشده‌اند و با ساير زبانها تماس پيدا مىكرده‌اند مورد توجّه آنها نبوده‌اند بيشترين مأخذ براى لغت دانها از ميان قبايل عرب قبايل قيس و تميم و اسد بوده‌اند اينها مورد اعتماد بوده‌اند و حتّى در لغات نامأنوس و غريب به اين‌ها اعتماد مىشده است و نيز در اعراب و مشتقّات كلمه . پس از اين‌ها " هذيل " و سپس گروهى از كنانه و طائىها ، و به ديگر قبائل عرب اعتنايى نمىكرده‌اند ، از شهرىها و از بيابانيهايى كه نزديك شهر بوده‌اند و با زبانهاى ديگر همسايه بوده‌اند چيزى اخذ نمىكرده‌اند ، مثلا از قبيلهء " لخم " و نيز " جذام " چيزى نمىگرفته‌اند چون با مصريها تماس داشته‌اند و زبان قبطىها در آنها تأثير داشته است . از قبيلهء " قضاعه " و نيز " غسان " و " اياد " چيزى نمىگرفته‌اند چون با شاميها در تماس بوده‌اند كه بيشترشان مسيحى بوده‌اند و به زبان عبرانى مىخوانده‌اند . از " تغلب " نمىگرفته‌اند ، چون در تماس با يونانيها بوده‌اند . و همين طور به اهل " بكر " و " عبد القيس " و " ازد " عمان و يمنىها و " بنى حنيفه " و اهل يمامه و ثقيف و طائف اعتماد نمىكرده‌اند چون ( به ترتيب ) با قبطيان و فارسيان ، و هنديان و فارسيان ، و هنديان و حبشه‌ايها ، و تجّار يمنى در تماس بوده‌اند و از آنها رنگ گرفته‌اند ، شهرنشينان حجاز هم هنگام