روحانيت و ديذار مغيّبات انگشتنماى انبياء و اولياء شذهء ؛ چه تمامت مشايخ پيشين ، و دانشمندان « 2 » و بينشمندان راستين ، درين حيرت بوذند كه به حضرت چون تو پاذشاهى وصول يابند ، و از اصول كيفيّت وصول ، با حصول شوند ؛ و للّه الحمد فى الآخرة و الاولى كه من بندهء ضعيف و نحيف بذين سعادت سرمدى « 5 » ، و دولت ابدى ، « 6 » رسيذم و ديذم ؛ بسم اللّه روان شو و روان جهانيان را بحيات تازه و رحمت بىاندازه مستغرق گردان و مردگان عالم صورت را بمعنى و عشق خوذ زنده كن ؛ و آن بوذ كه حضرت مولانا به طرف قونيه روانه شذ و بتدريس علوم ظاهر مشغول گشته « 9 » ، ابواب مواعظ و نصايح و تذكير را مفتوح گردانيذه دستار خوذ را بر موجب اشارت نبوى كه العمائم تيجان العرب ، دانشمندانه مىپيچيذ و ارسال مىكرد و رداى « 12 » فراخ آستين ، چنانك سنّت علماى راستين بوذ ، مىپوشيذ ؛ بعد از مرور ايّام حضرت سيّد از ممالك ملك بعوالم ملكوت نقل فرموذ ؛ حضرت مولانا بجانب قيصريه رفته « 14 » زيارت « 13 » سيّد را دريافت ؛ چنانك ياذ كرده شذ ؛ بعد از آنك به قونيه بازآمذ ، زمانى نگذشت « 15 » كه دوم بار حضرت سلطان الفقراء مولانا شمس الدين قدّس اللّه سرّه به قونيه رسيذ ، در بيست و ششم جمادى الآخر لسنة « 17 » اثنى « 18 » و اربعين و ستّمائة
( 3 / 10 )
الحكاية
: همچنان ابتداى حكايت مولانا شمس الدين تبريزى
هامش
( 3 / 10 )Z26 بB25 بK6686 , I , H ; 98 , I , T
( 2 ) و دانشمندانZ: -KB- -
( 5 ) سرمدىZB: -K- -
( 6 ) ابدىZB: ابدK( 9 ) كشتهZK: شذهB- -
( 12 ) رداىZK: رواىB- -
( 14 ) رفتهBZ: رفتK- -
( 13 ) زيارتZBK: به زيارت تربهءhK- -
( 15 ) نكذشتZ: بكذشتKB- -
( 17 ) لسنهZ: سنهBK- -
( 18 ) اثنينZ: اثنىBK