تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
باز داشت و لشكر تعبيه داد و بار ديگر بر سپاه ياقوت زد . سپاه ياقوت منهزم گرديد . عماد الدوله از پى ايشان تاخت آورد و بسيارى را بكشت . معز الدوله احمد بن بويه كه جوانى نوزده ساله بود و هنوز شاربش نروييده بود در اين نبرد مردانگيها نمود . پس از گريختن دشمن ، سپاهيان ديلم به پرده‌سراها و لشكرگاه ريختند و همه را تاراج كردند و بسيارى را به اسارت گرفتند ولى عماد الدوله اسيران را آزاد نمود و آنان را مخير كرد كه اگر خواهند نزد او بمانند و اگر خواهند بروند . عماد الدوله پس از اين پيروزى به شيراز آمد و مردم را امان داد ، و فرمان داد كه بر كس ستمى نرود . پس آهنگ تصرف ديگر بلاد نمود . او را از خزاين دار الاماره و ودايع ياقوت و ذخاير آل صفار خبر دادند . همه را گرد آورد و خزاينش از اموال پر شد و باب عطا بر لشكر بگشود و نيازهاى همه را بر آورده ساخت . عماد الدوله به خليفه عباسى الراضى باللّه كه خلافت به او رسيده بود و وزيرش ابن مقله نامه نوشت كه در هر سال از بابت آن بلاد هزار هزار درهم ادا خواهد كرد . آنان قبول كردند و براى او خلعت و علم فرستادند . به هنگام خلع القاهر و خلافت الراضى محمد بن ياقوت از اصفهان بيرون آمده بود و بيست روز بود كه در اصفهان اميرى نبود . وشمگير از جانب مرداويج بيامد و شهر را بگرفت . چون خبر استيلاى عماد الدوله بر شيراز به مرداويج رسيد به اصفهان آمد تا كارها به نظام آرد و برادر خود وشمگير را نيز به رى فرستاد .

استيلاى ماكان كاكى بر كرمان

پيش از اين در اخبار دولت آل سامان گفتيم كه ابو على محمد بن الياس در سال 322 [ 1 ] در كرمان بود و بر امير سعيد نصر بن احمد سامانى عصيان كرد . نصر ، ماكان كاكى را با لشكرى گران بفرستاد او بر كرمان استيلا يافت و بار ديگر خطبه به نام امير سعيد نصر بن احمد سامانى نمود . ابو على محمد بن الياس نخست از اصحاب امير سعيد بود . امير سعيد بر او خشم گرفت و به زندانش افكند . سپس او را به شفاعت بلعمى آزاد نمود و او را با محمد بن المظفر به جرجان فرستاد . چون يحيى بن احمد و برادرانش در بخارا خروج كردند محمد بن الياس در زمرهء ياران او درآمد . چون اوضاع آن گروه پريشان گرديد . محمد بن الياس از نيشابور به كرمان رفت و تا اين هنگام كه ماكان او را برانداخت در كرمان بود . پس از شكست از ماكان به دينور رفت . و ماكان در كرمان ماند و به نام آل سامان فرمان مىراند .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 222 .