تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
خليفه پيام فرستاد و خواستار صلح گرديد . خليفه نيز بپذيرفت و راه فرات و ديار مضر يعنى حران و رها و سرزمينهاى مجاور آنها و جند قنسرين و عواصم را به قلمرو او داد . محمد بن رائق برفت و در مقر فرمانروايى خويش مستقر گرديد . در سال 328 ابن رائق را هواى تسخير شام در سر افتاد و به حمص لشكر كشيد و آنجا را تصرف نمود . بدر بن عبد اللّه الاخشيدى از موالى اخشيد كه بدير [ 1 ] لقب داشت در دمشق مىنشست . ابن رائق دمشق را از او بستد و از آنجا آهنگ رمله نمود تا به مصر رود . اخشيد به مقابله از مصر بيرون آمد و دو سپاه در العريش مصاف دادند . اخشيد نخست در كمين نشست و چون نبرد درگرفت ابتدا اخشيد منهزم گرديد و ياران ابن رائق لشكرگاه او را گرفتند . و در خيمه‌هاى او فرود آمدند ولى آن گروه كه در كمين نشسته بودند بيرون جستند . سپاه ابن رائق درهم شكست ولى او خود از مهلكه بگريخت و باقيمانده لشكرش به دمشق رسيد . اخشيد برادر خود ابو نصر بن طغج را با سپاهى به دمشق فرستاد . ابن رائق لشكر بيرون آورد و لشكر ابو نصر را منهزم نمود و ابو نصر خود در معركه كشته شد . ابن رائق جسد او را همراه با پسر خود مزاحم بن محمد بن رائق به مصر فرستاد . و نامه‌اى در تسليت و اعتذار براى اخشيد بفرستاد و گفت كه اينك مزاحم پسر خود را به دست او مىسپارد تا هر چه خواهد با او بكند . اخشيد او را خلعت داد و نزد پدر بازگردانيد و ميانشان چنان مصالحه افتاد كه شام از آن ابن رائق باشد و مصر از آن اخشيد و رمله مرز ميان آن دو و اخشيد هر سال صد و چهل هزار دينار از رمله به نزد ابن رائق فرستد . بدين گونه شام از فرمان اخشيد بيرون آمد و در قبضهء ابن رائق قرار گرفت تا آنگاه كه بجكم و بريدى از ميان رفتند . از آن پس ابن رائق از شام به بغداد بازگشت ، المتقى او را فراخوانده بود تا منصب امير الامرايى دهد . ابن رائق در سال 329 به بغداد آمد و ابو الحسن على بن احمد بن مقاتل را به جاى خود در شام نهاد . چون به بغداد رسيد ، گورتكين الديلمى كه امور دولت بغداد را به دست داشت با او به مخالفت برخاست و نبرد آغاز كرد . ابن رائق بر او پيروز شد و او را بگرفت و به زندان انداخت . ياران گورتكين كه از ديلميان بودند به دفاع از او برخاستند . بريدى نيز در سال 330 از واسط بيامد . المتقى باللّه و ابن رائق منهزم شدند و به موصل رفتند . خليفه از ناصر الدولة بن حمدان يارى خواسته بود . ناصر الدوله برادر خود سيف الدوله را به يارى او فرستاد . سيف الدوله در تكريت به خليفه رسيد و خليفه و ابن رائق با او به موصل بازگشتند . ناصر الدوله در ديدارى ابن رائق را فرو گرفت و بكشت و خود مقام امير الامرايى در خلافت متقى را به عهده گرفت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بتدبير .