مشرف بر آن بود بگرفت و شهر را به سختى در محاصره افكند و گرداگرد آن منجنيقها بر افراشت و نقب زدن آغاز كرد . مردم شهر امان خواستند . دومستيكوس به شهر در آمد ولى از امانى كه داده بود پشيمان شد ، زيرا مشاهده كرد كه مردم با او دل بد دارند . آنگاه منادى كرد كه همهء مردم شهر در مسجد جمع شوند . بسيارى از مردم در ازدحام خلق به هنگام دخول در مسجد مردند و جمعى در راهها هلاك شدند و در پايان روز هر كه را در بيرون مسجد يافتند به قتل رسانيدند . روميان بر اموال و امتعهء مردم دست يافتند و باروى شهر را ويران كردند ، و از نواحى عينزربه پنجاه و چهار دژ را بگشودند . دومستيكوس پس از بيست روز درنگ بدين قصد كه بار ديگر باز گردد ، از آنجا برفت و سپاه خود را در قيساريه نهاد . ابن الزيات صاحب طرسوس خطبه به نام سيف الدولة بن حمدان را قطع كرده بود . ابن الزيات صاحب طرسوس با چهار هزار تن از مردم طرسوس بيرون آمده بود . دومستيكوس بر آنان دستبردى سخت زد و بسيارى از ايشان را بكشت . برادر ابن الزيات نيز كشته شد . ابن الزيات خطبه به نام سيف الدوله را قطع كرده بود . چون مردم را اين شكست رسيد بار ديگر خطبه به نام سيف الدوله كردند .
چون ابن الزيات از حقيقت امر خبر يافت ، خويشتن را به رود افكند و در آن غرق شد .
سپس دومستيكوس به بلاد ثغور باز گرديد و خود را شتابان به حلب رسانيد . سيف الدوله نيز با عجله به جمع آورى لشكر پرداخت و با جماعتى از يارانش به نبرد او در ايستاد . سيف - الدوله در اين نبرد شكست خورد و از خاندان حمدان بسيارى به قتل رسيدند و دومستيكوس بر آنچه در سراى او در خارج حلب بود ، از خزاين ، اموال و سلاح دست يافت ، و دژها را ويران نمود و شهر را در محاصره گرفت . مردم حلب به دفاع از شهر برخاستند و روميان به ناچار تا جبل جوشن [ 1 ] واپس نشستند .
در اين احوال اوباش شهر دست به تاراج اموال مردم گشودند . مردم براى دفاع از اموال خود با آنان پيكار آغاز كردند . باروهاى شهر كه ديگر نگهبانانى نداشتند ويران شد و روميان به شهر در آمدند . نخست اسيران رومى را كه در حلب بودند ، آزاد كردند و خلق كثيرى از مردم را كشتند و بيش از سه هزار تن از دختران و پسران را اسير كردند . روميان هر چه مىتوانستند از اموال مردم را با خود بردند و هر چه نتوانستند برد به آتش كشيدند . مسلمانان به قصبهء البلد پناه بردند و در آنجا حصار گرفتند . پسر خواهر پادشاه روم به سوى قلعه راند تا آنجا را در محاصره گيرد ، ولى سنگى از منجنيق بر سرش آمد و او را بكشت . دومستيكوس نيز همهء اسيران مسلمان را كه با او بودند به قتل رسانيد . شمار اين اسيران هزار و دويست تن بود .
دومستيكوس از آنجا برفت و متعرض سواد حلب نشد و مردم را به عمارت و زراعت
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حيوش .