تركان از پى ناصر الدوله به سوى نصيبين راندند . ناصر الدوله به سنجار و سپس به حديثه و پس از آن به سن رفت و تركان همچنان از پى او مىتاختند . سپاهيان در همانجا درنگ كردند و با تركان جنگيدند و منهزمشان ساختند . سردار آنان ، تكين را اسير كرده نزد ناصر الدوله فرستاد . ناصر الدوله در حال چشمانش را ميل كشيد ، سپس به زندانش افكند و همراه با صيمرى به موصل رفت . ناصر الدوله ابن شيرزاد را به صيمرى بخشيد و صيمرى او را به بغداد برد .
عصيان جمان در رحبه و هلاكت او
جمان در زمرهء اصحاب توزون بود كه به ناصر الدولة بن حمدان پيوست . در آن هنگام كه ناصر الدوله با معز الدوله در بغداد در نبرد بود ، چون از ديلميانى كه با او بودند بيمناك بود ، همه را در فرمان جمان در آورد و او را به امارت رحبه فرستاد . در رحبه كار جمان بالا گرفت و در سال 336 بر ناصر الدوله بشوريد و بدين خيال افتاد كه بر همهء ديار مضر غلبه يابد . پس به رقه رفت و هفده روز آنجا را در محاصره گرفت ولى منهزم شده باز گرديد .
مردم رحبه اصحاب و عمال او را در ميان گرفتند و همه را به سبب رفتار نكوهيدهاى كه داشتند ، كشتند . جمان از رقه بيامد و در عوض خلق كثيرى از مردم رحبه را به قتل رسانيد .
ناصر الدولة بن حمدان ، حاجب خود ، ياروخ [ 1 ] را با لشكرى بفرستاد . دو سپاه در كنار فرات مصاف دادند . جمان بگريخت و در فرات غرق شد ولى يارانش از ياروخ امان خواستند ، او همه را امان داد و نزد ناصر الدوله باز گرديد .
فتنهء ناصر الدوله با معز الدوله
آنگاه ميان ناصر الدولة بن حمدان و معز الدولة بن بويه فتنه افتاد . معز الدوله در سال 337 از بغداد در حركت آمد . ناصر الدوله نيز از موصل به نصيبين راند . معز الدوله موصل را گرفت و بر رعايا ستم كرد و اموالشان بستد و قصد آن داشت كه ملك بنى حمدان را يكسره در تصرف آورد . در آن حال خبر يافت كه لشكرهاى خراسان قصد جرجان و رى كردهاند و برادرش ركن الدوله نزد او كس فرستاد و او را به يارى طلبيد . معز الدوله چنان مصالحه كرد كه ناصر الدوله بابت موصل و جزيره و شام هر ساله هشت هزار هزار درهم ادا كند و به نام او و برادرانش عماد الدوله و ركن الدوله خطبه بخوانند . معز الدوله در ماه ذو الحجهء سال 337 به بغداد باز گرديد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : باروخ .