تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
گويند حسن [ 1 ] صباح رئيس اسماعيلهء عراق در لباس بازرگانان نزد المستنصر باللّه آمد و از او خواست اجازت دهد تا اين دعوت به بلاد عجم برد . المستنصر باللّه به او اجازه داد . حسن پرسيد پس از تو امام من چه كسى خواهد بود ؟ گفت : پسرم نزار . پس حسن به بلاد عجم آمد و مردم را در نهان به او دعوت مىكرد . سپس دعوت خود آشكار نمود و چند قلعه چون الموت و قلعه‌هاى ديگر را تسخير كرد . در اخبار اسماعيليان در باب اين گروه كه به امامت نزار معتقدند سخن خواهيم گفت . چون المستعلى باللّه به خلافت نشست ثغور از طاعت او بيرون رفت . والى آن ديار به نام كشيله كوس خود كامكى كوفت . مستعلى سپاه بر سر او فرستاد و در محاصره‌اش افكند . سپس بر او حمله آوردند و اسيرش كرده به مصر بردند . در سال 491 در مصر او را كشتند . [ در سال 488 ] تاج الدوله تتش صاحب شام بمرد . پس از او ميان پسرانش رضوان و دقاق خلاف افتاد . دقاق در دمشق بود و رضوان در حلب . رضوان در قلمرو خود به نام - المستعلى باللّه خطبه خواند ولى پس از چند روز به عباسيان گرويد و خطبه به نام ايشان - كرد .

استيلاى فرنگان بر بيت المقدس

بيت المقدس را تاج الدولة تتش به امير سقماق [ 2 ] بن ارتق التركمانى به اقطاع داد و اين امر مقارن بود با هجوم فرنگان بر شام و دست اندازىشان بر آن سرزمينها در سال 490 . اينان بر قسطنطينيه گذشتند و از خليج آن عبور كردند . صاحب قسطنطينيه هم راه بر ايشان بگشود تا ميان او و فرمانرواى شام از سلجوقيان و غز حايل شوند . نخست در انطاكيه نبرد رخ داد ، فرنگان انطاكيه را از باغيسيان بستدند . اين باغيسيان از سرداران سلجوقى بود . او از انطاكيه بگريخت و در راه به دست يكى از ارمنيان كشته شد ، سرش را نزد فرنگان به انطاكيه آورد . اين واقعه بر سپاه شام گران آمد و كربوقا صاحب موصل با سپاه خود به راه افتاد و در مرج دابق فرود آمد . دقاق پسر تتش و سليمان پسر ارتق و طغتكين اتابك و جناح الدوله صاحب حمص [ 3 ] و ارسلان تاش صاحب سنجار با او يار شدند و سپاهى از ترك و عرب فراهم آوردند و پس از سيزده روز از ورود فرنگان به انطاكيه به سوى آن شهر در حركت آمدند . ملوك فرنگ نيز متحد شده بوهموند [ 4 ] را بر خود امير ساخته بودند . چون فرنگان و مسلمانان رو به رو شدند ، مسلمانان منهزم شدند و هزاران تن از ايشان به دست فرنگان كشته شدند و لشكرگاهشان به دست دشمن افتاد . فرنگان به معرة النعمان رفتند و آنجا را
هامش
[ ( 1 ) ] حسين [ ( 2 ) ] متن : سليمان [ ( 3 ) ] طغتكين صاحب حمص [ ( 4 ) ] بيمنت .