خداست ) و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرمود : « أتمكم عقلا اشدكم للّه خوفا » ( آن كس عقلش تمامتر است كه خوفش نسبت به خدا بيشتر باشد ) و از حضرت سيد الساجدين عليه السّلام روايت شده كه در مناجات خود عرض مىكند « سبحانك عجبا لمن عرفك كيف لا يخافك » ( منزهى تو ، شگفت است از كسى كه ترا بشناسد چگونه از تو نترسد ) و از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « من عرف اللّه خاف اللّه » ( كسى كه خدا را بشناسد از او ميترسد ) و غير اينها از اخبار ديگر .
دوم خوف از معاصى و ملكات رذيله :
اين خوف حاصل نشود مگر بعد از معرفت بزيانهاى معصيت و صفات پست ، و زيانهاى معصيت بسيار است از آن جمله :
( 1 ) استحقاق عقوبت و عذاب ، چه آنكه هر معصيتى آدمى را مستحق عذاب مىكند ، و چنانچه گذشت اگر خداوند براى يك معصيت انسان را بدوزخ ببرد خلاف عدل ننموده زيرا بنده به همان يك معصيت خود را مستحق عقوبت نموده تا چه رسد باينكه داراى اعمال ناشايسته و صفات ناپسنديده بسيارى باشد .
( 2 ) دورى و بعد از رحمت حق ، چنانچه عبادت موجب قرب برحمت اوست .
( 3 ) سياهى قلب ، چون قلب و روح انسانى بمنزله آينه مصفائى است و هر معصيتى كه از انسان صادر شود بمنزله خال سياهى است كه در اين آينه احداث شود اگر بواسطه توبه صيقلى نمود باز مصفا مىشود و گرنه بهر معصيتى خال سياه ديگرى توليد مىشود و اگر خداى نخواسته تمام صفحه قلب سياه شد ديگر اميد خيرى در او نيست ، چنانچه از باقرين عليهم السّلام روايت شده كه فرمودند : « لا يرجى بخير » و در خبر ديگر « صار اعلاه اسفله » .
( 4 ) ضعف ايمان ، بلكه بسيارى از معاصى است كه در آيات و اخبار نفى ايمان از مرتكبين آنها شده مانند ترك صلاة و زكات و حج و سرقت و شرب خمر و زنا و نحو اينها و بطور كلى هر معصيتى موجب ضعف ايمان و اصرار و