اما اطفال :
خلافى در ميان اماميه نيست كه اطفال مؤمنين داخل بهشت ميشوند نه از جهت استحقاق ، چون قلم تكليف بر آنها جارى نشده و ايمان در آنها محقق نگرديده است ، بلكه بواسطه كرامت و احترام پدران و مادران آنها و بواسطه تسلى دل آنها از مصيبتى كه از فراق و موت اينان بر آنها وارد شده ، بلكه ممكن است اطفال خردسال از پدر و مادر خود شفاعت كنند ، چنانچه بر طبق اين معنى اخبارى وارد شده و در مقام تفضل هم مانعى ندارد .
و اما اطفال كفار چون كرامتى براى پدران و مادران آنها نيست و خودشان هم ايمان نداشته داخل بهشت نميشوند و چون تكليف بر آنها محقق نشده وارد جهنم هم نميگردند ، بنابراين ممكن است خداى رحيم براى آنان مكانى غير از بهشت و جهنم قرار دهد و آنها را ببعضى از نعم متنعم سازد و خبرى كه دارد خداوند آتشى قرار دهد و پيغمبر يا ملكى بر آنان مبعوث كند و او آنان را امر كند كه داخل آتش شويد هر كه داخل شد آتش بر او سرد و سلامت گردد و هر كه نافرمانى كرد داخل آتش شود قطعى الصدور نيست و با قواعد عدل هم سازش ندارد و سكوت در اين باره بهتر است ، چنانچه علامه مجلسى از كلينى از زراره روايت كرده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم چه ميگوئى در اطفالى كه پيش از بلوغ از دنيا رفتهاند فرمود : از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از احوال ايشان سؤال كردند فرمود : خدا داناتر است به آنچه ايشان خواهند كرد حضرت فرمود يعنى كه دست از ايشان برداريد و در باب ايشان سخنى نگوئيد و علم آن را به خدا بگذاريد .
اما مجانين و قاصرين و مستضعفين :
- يعنى - كسانى كه حجت بر آنها تمام نشده باشد يا از جهت ضعف عقول آنها ، يا از جهت نرسيدن دعوت به آنها ، يا از جهت كرى و كورى و لالى آنها ، يا از اغفال پدران و مادران و مربيان آنها ، يا اغفال اهل ملت آنها ، يا جهات ديگر ، اينان اگر لياقت بهشت از جهتى ( مانند كرامت و احترام ديگران ) پيدا كنند از روى تفضل داخل بهشت شوند و اگر لياقتى نداشته باشند ، از جهنم معافند و حكم آنها حكم اطفال كفار است و خبرى كه در باره