در قرآن مجيد ميفرمايد :
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
« 1 » ( روزى شما و آنچه بشما وعده دادهايم در آسمان است )
علاوه بر اينكه اين عمل محض فرمانبردارى امر الهى است ، چنانچه حضرت صادق عليه السّلام در آخر حديثى ميفرمايد : و لكنه تعالى امر اوليائه و عباده برفع ايديهم الى السماء نحو العرش لانه جعله معدن الرزق ( يعنى خداى تعالى امر كرده است دوستان و بندگان خود را ببرداشتن دستهاى خودشان بسوى آسمان بجانب عرش براى اينكه عرش را معدن روزى آنها قرار داده است ) هم چنانچه كعبه را قبله نماز آسمان را قبله دعا قرار داده است .
و اين عبارت كه در زبان عوام است كه خدا بالاى سر ماست غلط مىباشد مگر اينكه مراد احاطه حقتعالى بجميع ممكنات باشد چنانچه در قرآن مجيد ميفرمايد :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 2 » - يعنى - خدا بر جميع اشياء مستولى است و علم و قدرت او بهر چيزى احاطه دارد « 3 »
لذت و الم بر واجب الوجود روا نيست : يكى ديگر از امورى كه بر نفى جسميت مترتب است نفى لذّت و الم است و لذت عبارت از ادراك چيز ملايم است از آن جهت كه ملايم است و الم ادراك چيز منافى و ناملايم است از آن جهت كه ناملايم است « 4 » .
هامش
( 1 ) سورهء و الذاريات آيه 22 .
( 2 ) آيه 5 سوره طه .
( 3 ) براى عرش در اين آيه در اخبار دو تفسير شده است يكى بجميع مخلوقات و ديگر بعلم و قدرت غير متناهى حضرت حق و بهر دو معنى تفسير آيه صحيح است .
( 4 ) قيد از آن جهت در تعريف لذت و الم براى اينست كه بسا انسان بواسطه جهل و عدم التفات لذت را الم و الم را لذت تصور مىكند يا بواسطه علم بنتايج حاصله از چيزى از الم و مشقت آن لذت ميبرد و يا به جهت علم بمضرات و عواقب و خيمه چيزى صرف نظر از پارهء لذات مىكند در اين صورت لذت يا المى كه براى وى حاصل شود لذت و الم حقيقى نيست زيرا در حقيقت و واقع آن ملايم يا منافى طبع نيست .