تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 528

مساهمون:

صكلم الطيب ٥٢٨
ميگويد : داخل شدم و سلام نموده و نزد درى كه پردهء آويخته بود نشستم ، باد پرده را بالا زد بچهء را مانند پاره ماه كه در حدود چهار سال داشت ديدم پس به من گفت : اى كامل بن ابراهيم ، بدن من از سخن او لرزيد و ملهم شدم كه بگويم لبيك يا سيدى ، سپس فرمود : آمدهء نزد ولى خدا و حجت او كه سؤال كنى آيا داخل بهشت نميشود مگر كسى كه معرفتش بپايه معرفت امام و گفتارش گفتار امام باشد ؟ گفتم : آرى قسم به خدا ، فرمود : در اين صورت اهل بهشت بسيار كم خواهند بود قسم به خدا گروهى داخل بهشت ميشوند كه آنان را حقيه گويند گفتم : اى سيد من آنها كيانند ؟ فرمود گروهى هستند كه از فرط محبتشان نسبت بعلى عليه السّلام به حق او قسم ميخورند و حال آنكه نميدانند حق او و فضل او چيست ، پس حضرت ساعتى سكوت نموده ، سپس فرمود : آمدهء از گفتار مفوضه سؤال كنى دروغ گفتند : بلكه دلهاى ما ظرفهاى مشيت خداست هرگاه بخواهد ما ميخواهيم ( نميخواهيم مگر آنچه خدا بخواهد ) چنانچه خداوند ميفرمايد
« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
« 1 » . كامل ميگويد : پرده به حال اول برگشت و من بر كشف آن توانائى نداشتم حضرت عسكرى به من نظر كرده و فرمود چه انتظار دارى و حال آنكه حجت بعد از من ترا بحاجتت خبر داد ، پس برخاستم و از منزل بيرون شدم و بعد از آن آن حضرت را ملاقات نكردم . و اين حديث را شيخ طوسى ( ره ) در كتاب غيبت نقل كرده . 13 - 53 - عثمان بن سعيد عمروى ، على بن بلال ، احمد بن هلال ، محمد بن معاوية بن حكيم و حسن بن ايوب بن نوح كه ميگويند : ما چهل نفر بوديم خدمت حضرت عسكرى شرفياب شديم كه از حجت بعد از وى سؤال كنيم ، پس عثمان بن سعيد برخاست و عرض كرد ، اى پسر رسول خدا ميخواهيم از امرى سؤال كنيم كه شما از من به آن داناتريد حضرت فرمود : اى عثمان بنشين ، پس خود حضرت
هامش
( 1 ) سوره زمر آيه 30
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 528 | سيد عبد الحسين طيب