از آن پيغمبر صلى اللّه عليه و آله دست على را گرفت و فرمود « من كنت مولاه فعلى مولاه الخبر » .
و غير ذلك از كسانى كه اين اخبار را روايت كردهاند ، و بالجمله نزول اين دو آيه در شأن على عليه السّلام از متواترات بين الفريقين است .
اما وجه دلالت دو آيه مذكور : اين دو آيه از چند جهت بر مطلوب ما دلالت مىكند .
1 - در آيه اولى خداوند نرسانيدن دستورى را كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله مأمور به تبليغ آن بوده بمنزله نرسانيدن همه دستورات الهى دانسته و پيداست كه آن ، امر مهمى بوده كه بقاء دين و كتاب و دستورات خداوند مربوط به او مىباشد و اين جز مسأله خلافت و امامت چيزى نيست .
2 - خوف پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم از تبليغ آن دستور كه مبادا موجب برانگيخته شدن فتنه گردد و وعده خداوند كه او را از شر مردم حفظ مىكند دليل است بر اينكه آن امرى كه مأمور به تبليغش بوده بر طبع مردم دشوار و مخالف اغراض و هواهاى نفسانى عدهاى بوده است و اين نيز جز در باره نصب على عليه السّلام بخلافت امت نميتواند بود ، زيرا كينههائى از او در سينه عدهاى بود و چون زمزمه خلافت او را شنيده بودند تصميم داشتند بهر قيمت تمام مىشود نگذارند خلافت براى او مستقر شود چنانچه بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله ظاهر كردند .
3 - از اخبارى كه در شأن نزول آيه مزبور گذشت معلوم گرديد كه آيه در شأن على نازل شد و از سياق آن معلوم مىشود آنچه را پيغمبر صلى اللّه عليه و آله مأمور بوده در باره على بمردم برساند محبت و دوستى او يا فضيلتى از فضائلش نبوده زيرا چنين امرى اقتضاى اين تهديد را نداشته و موجب خوف نبوده و لزومى نداشت مردم را به اين اهتمام در هواى گرم جمع كند چه آنكه مكرر در مكرر اين امور را بامت گوشزد كرده بود ، بنابراين معلوم مىشود امر مهمى بوده و آن اندازه قابل اهميت بوده كه ميخواسته به گوش همه مسلمانان برساند و اين جز خلافت و امامت نميتواند باشد .
4 - از آيه دوم استفاده مىشود كه آن امر موجب كمال دين و تماميت نعمت
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 478
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٤٧٨