را تحمل نكند در خوارى جهل هميشه بماند ) « ابدأ بنفسك » ( از خود شروع كن ) « الامور بتمامها » ( كارها با تمام كردن آنهاست ) « الاعمال بخواتمها » ( صحت عمل بخاتمه اوست ) « حبك الشيء يعمى و يصمّ ( دوستى هر چيزى انسان را از عيوب آن غافل مىكند ) « صلوا ارحامكم و لو بالسلام » ( صله رحم كنيد اگر چه بسلامى باشد ) « الفرار فى وقته ظفر » ( بموقع گريختن ، خود پيروزى است ) « الشباب شعبة من الجنون » ( جوانى شعبهء از ديوانگى است ) « لا خير فى السرف و لا سرف فى الخير » ( در زيادهروى خيرى نيست و در خير زيادهروى نيست ) « رأس العقل بعد الايمان التودد الى الناس » ( سر خرد بعد از ايمان محبت و مهربانى با مردم است ) « الصدقة تزيد العمر و تستنزل الرزق و تقى مصارع - السوء و تطفى غضب الرب » ( صدقه باعث طول عمر و وسعت رزق و رفع بلاء و خاموش كردن آتش غضب پروردگار است ) « حسن العهد من الايمان » نيك - پيمانى از ايمانست ) « من تعلّمت منه حرفا صرت له عبدا » ( از هر كس حرفى بياموزى بنده او شدهء ) « الظفر بالجزم و الحزم » ( پيروزى در سايه تصميم و دورانديشى است ) « اعقل الناس محسن خائف و اجهلهم مسيء آمن » ( خردمند - ترين مردم نيكوكار خائف است و نادانترين ايشان بد كارى است كه از سو عمل خود ايمن باشد ) « الندم توبة » ( پشيمانى توبه است ) « العدل جنّة واقية و جنّة باقية » ( عدالت سپر نگهبان و بهشت جاودان است ) « اصلح و زيرك فانه الذي يقودك الى الجنة و النار » ( وزير شايسته برگزين زيرا اوست كه ترا به بهشت يا دوزخ ميكشاند ) « الامور مرهونة باوقاتها » ( هر كارى گرو وقت آنست ) « المرء مخبوء تحت لسانه »
( تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد )
« خير الامور اوسطها » ( بهترين چيزها حد وسط آنهاست ) « غريبتان كلمة حكمة من السفيه فاقبلوها و كلمة سيئة من الحكيم فاغفروها » ( دو امر ، غريب است :
يكى كلمه حكمتآميزى كه از سفيهى سر زند ، پس بپذيريد و ديگر كلمه بدى كه از حكيمى صادر شود ، پس از آن درگذريد ) « من نظر فى العواقب سلم فى النوائب