و بدعتهاى ديگرى كه شمهء از آنها ذكر شد « 1 » و نصارى و روميان بتثليث و شرك و خرافات ديگر بسر ميبردند ، در مكه دعوى نبوت كرد و سيزده سال بدعوت نمودن قريش و ساير قبايل عرب بتوحيد و خداپرستى مشغول و پس از آن بمدينه طيبه هجرت ، و ده سال نيز در مدينه مردم را بدين اسلام دعوت ميفرمود ، و در ظرف اين مدت اكثر مردم جزيرة العرب و غير آنها كه متجاوز از كرور بودند دعوت او را پذيرفته و بدين اسلام مشرف شدند ، و اظهار دعوت او نيز بكثيرى از بلاد مانند ايران و روم و سوريه و غيره رسيد ، و از آن زمان تا اين تاريخ هيچ عصرى نيامد كه مسلمين منقرض شوند و تواتر آنها قطع گردد بلكه جمعيت آنها روز بروز رو بتزايد بوده است .
بنابراين اظهار دعوت نبوت پيغمبر اسلام بتواتر قطعى ثابت و مسلم است و راه خدشه و اشكالى در آن نيست ، بلكه همين دعوت او بتوحيد در مقابل تمام دنيا و استقامت و پايدارى او در اين امر تا آخر عمر ، خود دليل قاطعى بر حقانيت دين اوست .
2 - طريق اثبات امر دوم ( واجد صلاحيت بودن او ) :
اين امر را به دو طريق ميتوان ثابت نمود :
اول - از راه تواتر ، و بيانش اينست كه از زمان پيغمبر اسلام تا اين زمان عدهء كه به حد تواتر ، بلكه فوق تواتر ميرسند نسلا بعد نسل در جميع طبقات اعم از دوست و دشمن خبر دادند كه پيغمبر اسلام داراى مكارم اخلاق و صفات برجسته و اعمال نيك و غير ذلك از كمالات نفسانى بالاخص علم و مبراى از اخلاق زشت و اعمال ناپسنديده و خست حسب و دنائت نسب و ساير موانع نبوت بوده ، و قبل از بعثتش بقدرى در راستگوئى و درستكارى و امانت و نيكرفتارى مشهور بود كه او را محمد امين صلى اللّه عليه و آله و سلّم ميناميدند ، و بعد از بعثت نيز با مردم باندازهء
هامش
( 1 ) صفحه 211 تا 216 مراجعه شود