تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 225

مساهمون:

صكلم الطيب ٢٢٥
وقتى كه جماعت مخاصمه نمودند شما از قول من عصيان ورزيديد و مرا نزد آب در نظر ايشان تقديس ننموديد » . و در سفر تثنيه باب سى و دوم آيه 51 ميگويد : زيرا كه شما در ميان بنى اسرائيل نزد آب مريبا قادش در بيابان صين به من تقصير نموديد چون‌كه مرا در ميان بنى اسرائيل تقديس نكرديد » . و در سفر خروج باب سى و دوم آيه 1 ميگويد : « و چون قوم ديدند كه موسى در فرود آمدن از كوه تأخير نمود قوم نزد هارون جمع شده وى را گفتند : برخيز و براى ما خدايان بساز كه پيش روى ما بخرامد زيرا كه اين مرد ( موسى ) كه ما را در زمين مصر بيرون آورد نميدانيم او را چه شده است ، هارون بديشان گفت گوشواره‌هاى زرين را كه در گوش زنان و پسران و دختران شماست بيرون كرده نزد من بياوريد ، پس تمامى قوم گوشواره‌هاى زرين را كه در گوشهاى ايشان بود بيرون كرده نزد هارون آوردند و آنها را از دست ايشان گرفته آن را با قلم نقش كرد و از آن گوساله ريخته شده ساخت و گفت بايشان اى اسرائيل اين خدايان تو مىباشد كه تو را از زمين مصر بيرون آوردند و چون هارون اين را بديد مذبحى پيش آن بنا كرد و هارون ندا در داده گفت : فردا عيد يهوه مىباشد و بامدادان برخاسته قربانيهاى سوختنى گذرانيدند و هداياى سلامتى آوردند » . و در كتاب دوم سموئيل باب يازدهم قصهء در باره داود نقل مىكند كه خلاصه‌اش اينست كه « داود در وقت عصر از بسترش برخاسته براى گردش به پشت بام رفت زن نيكومنظرى را ديد كه خود را شستشو ميداد ، داود فرستاد و در بارهء آن زن استفسار نمود ، گفتند زن اورياست پس فرستاد او را آوردند و با او هم‌بستر شد و آن زن حامله گرديد و داود را خبر كرد ، و اوريا در سفر جنگ بود داود بفرمانده سپاه نوشت كه اوريا را اعزام دارد و پس از آنكه اوريا آمد و مذاكراتى با وى نموده دستوراتى به او داد ، يك شب او را دعوت نموده كه در حضورش خورد و نوشيد و او را مست كرد و فردا او را روانه جنگ كرد و بفرمانده
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 225 | سيد عبد الحسين طيب