تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
كرده است و اجتناب از جميع گناهان كبيره و آن معرفتى است بدل و اقرارى است به زبان و عملى است باعضاء و جوارح و بايد كه ايمان بياورى به عذاب قبر و نكيرين و مبعوث شدن بعد از مردن و صراط و ميزان و بيزارى از آنها كه ستم كردند بر آل محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و قصد كردند كه ايشان را از خانه بيرون آورند و بناى ستم بر ايشان گذاشتند و تغيير سنت پيغمبر دادند و بيزارى از آنها كه بيعت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را شكستند مانند طلحه و زبير و اصحاب ايشان كه بيعت خود را شكستند و پرده حرمت حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم را دريدند و زوجه آن حضرت را از خانه بيرون آوردند و با حضرت امير عليه السّلام جنگ كردند و شيعيان او را كشتند و از آنها كه بظلم و جور شمشير بر روى ايشان كشيدند مانند معاويه و عمرو بن العاص و اتباع ايشان و بيزارى از آنان كه نيكان صحابه را از مدينه بيرون كردند و سفيهان مثل معاويه و عمرو بن العاص را والى مسلمانان كردند و بيزارى از اشياع آنها كه با حضرت امير عليه السّلام جنگ كردند و ايضا مهاجران از اهل فضل و صلاح را از سابقين كشتند و بيزار از آنها كه بر سر خود شدند مانند أبو موسى اشعرى و اهل ولايت او و خوارج كه حق تعالى در شأن ايشان فرموده است آنها كه گم و باطل شد سعى ايشان در زندگانى دنيا و ايشان گمان ميكنند كه كار خوبى كرده‌اند ايشانند كه كافر شدند بآيات پروردگار خود يعنى بولايت حضرت امير عليه السّلام و كافر شدند بلقاى آن يعنى خدا را ملاقات كردند و امامى نداشتند پس حبط شد اعمال ايشان برپا نميداريم از براى ايشان ميزان را و حضرت فرمود كه ايشان سگان اهل جهنم خواهند بود و بايد بيزارى نمود از انصاب و ازلام كه پيشوايان ضلالت و قائدان جورند اول ايشان و آخر ايشان يعنى هر كه به غير حق دعواى امامت كرده است و بيزارى از اشتباه پى كنندگان ناقهء صالح از اشقياى اولين و آخرين كه ولايت و محبت ايشان را اختيار كرده است يعنى ابن ملجم و ساير قاتلان ائمه و واجب است ولايت و محبت آنها كه بر طريقه پيغمبر خود رفته‌اند و تغيير و تبديل دين خدا نكرده‌اند مثل سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار و حذيفه و ابو الهاشم و سهل بن حنيف و عبادة بن الصامت و ابو ايوب انصارى و خزيمه و ابو سعيد خدرى و امثال ايشان و ولايت اتباع و پيروان ايشان و آنها كه بهدايت ايشان هدايت يافته‌اند و حرام بودن شراب انگور و هر شراب مست‌كننده كمش و بسيارش و هر چه بسيارش مست كند كمش نيز حرام است و مضطر شراب نميخورد زيرا كه او را ميكشد و حرام بودن هر صاحب نيشى از درندگان و هر صاحب چنگالى از مرغان و حرام بودن سپرز كه از خون است و حرام بودن مارماهى و هر ماهى كه فلس نداشته باشد و اجتناب كباير كه آن كشتن نفسى است كه خدا حرام كرده است آن را و زنا و دزدى و شراب خوردن و عقوق پدر و مادر و گريختن از جنگ و خوردن مال يتيم بظلم و خوردن ميته و