معصيت خالق و تذكيه حيوانى كه در شكم حيوان ديگر باشد به ذبح كردن مادر آنست و حلال است و اگر مو و پشم برآورده باشد و واجب است حلال دانستن متعه زنان و حج تمتع و عول و تعصيب كه سنيان بگفته عمر در ميراث ميكنند بدعت است و مخالف قرآن است و با فرزند پدر و مادر احدى ميراث نميبرد مگر زن و شوهر و كسى كه خدا از براى ايشان در قرآن سهمى قرار كرده است اولى و احق است بميراث از كسى كه سهمى در قرآن نداشته باشد و ميراث بعصبه دادن چنان كه عمر كرده
است از دين خدا نيست و مولود را خواه دختر باشد و خواه پسر در روز هفتم عقيقه بايد كرد و نام بايد گذاشت و سرش را بايد تراشيد و به وزن آن مو از طلا و نقره تصدق بايد كرد و ختنه سنت واجبه است از براى پسران و از براى دختر باعث گرامى گرديدن ايشانست نزد شوهران و حقتعالى تكليف نميكند نفسى را مگر به قدر وسع و آسانى او و افعال بندگان مخلوق خدا است خلق تقدير نه خلق تكوين يعنى در علم خدا مقدر شده است اما فعل خدا نيست فعل بنده است و خدا آفريننده يا تقدير كنندهء همه چيز است و بجبر قائل مشو كه خدا جبر كرده است مردم را بر افعال ايشان و بتفويض قائل مشو كه بايشان گذاشته است و هيچ دخل در افعال ايشان ندارد و خدا بىگناه را بعوض گناهكار عذاب نميكند و فرزندان را بگناه پدر عقاب نميكند چنان كه فرموده است متحمل نميشود گناهكارى گناه ديگرى را و نيست از براى آدمى مگر آنچه سعى كرده است و حقتعالى را هست كه عفو كند از گناه و تفضل كند به ثواب زياده از قدر استحقاق و منزه است از آنكه جور كند و واجب نمىگرداند خدا اطاعت كسى را كه داند كه ايشان را گمراه مىكند و به معصيت مىافكند و اختيار نمىكند از براى پيغمبرى و برنمىگزيند از براى اطاعت كسى را كه داند كه او كافر خواهد شد به او و اطاعت شيطان خواهد كرد در معصيت او و حجتى بر خلق خود نصب نميكند مگر آنكه معصوم باشد از گناه و اسلام غير ايمانست و هر مؤمنى مسلمان است و هر مسلمان مؤمن نيست و دزد مؤمن نيست در وقتى كه دزدى مىكند و زناكننده مؤمن نيست در وقتى كه زنا مىكند و آنها كه گناه كبيره ميكنند كه مستوجب حد ميگردند مسلمانند نه مؤمنند و نه كافر و خدا داخل جهنم نميكند مؤمنى را و حال آنكه او را وعدهء بهشت داده است و از آتش بيرون نمىآورد كافرى را و حال آنكه او را وعيد خلود در جهنم كرده است و نمىآمرزد شرك به خود را و مىآمرزد هر چه كمتر از آنست از براى هر كه خواهد و گناهكاران اهل توحيد داخل جهنم ميشوند و بيرون مىآيند از جهنم و شفاعت جايز است از براى ايشان و امروز دنيا دار تقيه است و دار اسلام است و دار ايمان نيست و دار كفر نيست و امر بر نيكىها و نهى از بديها واجبست اگر ممكن باشد و خوف بر جان نباشد و ايمان اداى فرايض است كه خدا در قرآن واجب
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٧٨