تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
باشند و مهارش از مرواريد تر باشد و جهازش از مرجان باشد پس او را بخواباند در پيش روى آن حضرت و بر آن سوار شود و حقتعالى صد هزار ملك را بفرستد كه از جانب راست او بروند و صد هزار ملك كه از جانب چپ او روند و صد هزار ملك او را بر بالهاى خود بردارند تا او را به بهشت برسانند چون بدر بهشت برسد التفاتى به عقب بفرمايد حقتعالى فرمايد اى دختر حبيب من سبب التفات چيست گويد پروردگارا ميخواستم قدر من در اين روز دانسته شود حقتعالى فرمايد كه اى دختر حبيب من برگرد و نظر كن بسوى محشر هر كس در دل او محبت تو يا محبت ذريهء تو باشد دست او را بگير و داخل بهشت كن پس حضرت باقر عليه السّلام فرمود به خدا سوگند اى جابر كه حضرت فاطمه در آن روز برچيند از محشر شيعيان و دوستان خود را چنانچه مرغ دانهء خوب را از دانه بد جدا كند پس چون شيعيان آن حضرت بدر بهشت رسند حقتعالى بدل ايشان افكند كه رو به عقب گردانند حق عز و علا فرمايد كه اى دوستان من سبب التفات شما چيست و حال آنكه فاطمه ( س ) دختر حبيب خود را شفيع گردانيدم در باب شما گويند پروردگارا ميخواستم قدر ما نيز در مثل اين روز ظاهر شود پس ندا رسد كه اى دوستان من برگرديد و نظر كنيد و هر كه شما را دوست دارد از براى محبت حضرت فاطمه ( ع ) يا آب داده باشد شما را بگيريد و داخل بهشت گردانيد پس حضرت فرمود و اللّه باقى نماند در محشر مگر شك‌كننده يا كافرى يا منافقى پس چون بميان طبقات جهنم درآيند ندا كنند چنانچه خدا فرموده است
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
پس ميگويند كاش به دنيا برمىگشتيم پس ميبوديم از مؤمنان حضرت فرمود هيهات آنچه طلب كردند هرگز نخواهد شد و دروغ ميگويند و اگر به دنيا برگردند عود خواهند كرد به آن اعمالى كه ايشان را از آن منع كرده‌اند و كلينى بسند معتبر از عبد الحميد وابشى روايت كرده است كه گفت من عرض كردم به خدمت امام محمد باقر ( ع ) كه من همسايه‌اى دارم كه همه محرمات را به عمل مىآورد و حتى نماز را ترك مىكند زياده از كارهاى ديگر حضرت فرمود كه سبحان اللّه و بسيار عظيم شمرد اين را پس فرمود كه ميخواهى خبر دهم تو را به كسى كه از اين بدتر است گفتم بلى فرمود كسى كه نصب عداوت از براى ما كند از اين بدتر است و هر بنده‌اى كه نزد او مذكور شوند اهل بيت رسول او و رقت كند از براى ذكر ايشان ملائكه دست بر پشت او بمالند و همه گناهانش آمرزيده شود مگر آنكه گناهى از او صادر شود كه او را از ايمان بدر برد و شفاعت مقبولست براى او و براى ناصبى مقبول نميشود و مؤمن شفاعت مىكند از براى همسايه‌اش كه هيچ حسنهء ندارد ميگويد پروردگارا همسايهء من آزار خود را از من بازميداشت و شفاعت مىكند از براى او پس حقتعالى
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 480 | العلامة المجلسي