در قيامت شقى و معذب گردد بگواهى اينها بر او بدرستى كه حق تعالى در روز قيامت مبعوث ميگرداند همه بندگان خود را و كنيزان خود را در يك عرصه كه ديده در همه نفوذ مىكند و صداى داعى را همه ميشنوند و حشر مىكند شبها و روزها و ماهها و سالها و ساعتها و بقعههاى زمين را پس كسى كه عمل صالح كرده باشد شهادت ميدهند از براى او اعضاء و جوارح او و بقعههاى زمين و ماهها و سالها و ساعتها و شبها و روزها و شبهاى جمعه و ساعتهاى آن پس نصيب او ميگردد سعادت ابدى پس كسى كه عمل بدى كرده باشد اينها همه گواهى ميدهند بر او و شقى مىشود بشقاوت ابدى پس عمل كنيد از براى روز قيامت و مهيا كنيد توشه از براى آن روز بعد از آن حضرت فضيلت ماههاى رجب و شعبان و رمضان و فضيلت روزهء اينها و اعمال در اينها و گواهى دادن اينها را از براى او بيان فرمود و حسن بن سعيد در كتاب زهد از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون حقتعالى خواهد كه مؤمن را حساب كند نامهء او را بدست راست او دهد و ميان خود و ميان او حساب او را كند كه ديگرى مطلع نشود و گويد اى بنده من فلان كار و فلان كار كردى گويد بلى اى پروردگار من كردهام پس خداوند كريم فرمايد كه آمرزيدم آنها را از براى تو و بدل كردم آنها را از براى تو بحسنات پس مردم گويند سبحان اللّه اين بنده يك گناه نداشته است و
اين است معنى قول حقتعالى كه پس هر كه نامهء او بدست راست داده شود پس بعد از آن حساب خواهند كرد او را حساب آسانى و بر ميگردد بسوى اهل خود مسرور و خوشحال راوى پرسيد كدام اهل فرمود اهلى كه در دنيا داشته اهل اويند در بهشت اگر مؤمن باشد پس فرمود اگر نسبت به بندهء ارادهء بدى داشته باشد حساب مىكند او را علانيه در حضور خلايق و حجت بر او تمام كند و نامهاش را بدست چپ او ميدهند چنانچه حقتعالى فرموده است و اما آنكه نامهء او را از پشت سر او ميدهند پس وا ثبوراه خواهد گفت و آتش افروز جهنم خواهد گرديد بدرستى كه در اهل خود ممتاز بود يعنى گمان ميكرد در دنيا كه بآخرت برنخواهد گشت و اين اشاره است باينكه دستهاى كافران و منافقان را در گردن غل ميكنند و نامه ايشان را از پشت سر بدست چپ ايشان ميدهند و به اين دو حالت اشاره شده است در دعاهاى وضوء در هنگام شستن دستها كه خداوندا بده نامه مرا بدست راست من و نامه مخلد بودن مرا در بهشت بدست چپ من و حساب كن مرا حساب آسان و خداوندا مده نامه مرا بدست چپ من و نه از پشت سر من و مگردان دست مرا غل كرده در گردن من .
و بدان كه خلاف كردهاند در گواهى دادن اعضاى آدمى كه چه معنى دارد و بعضى گفتهاند حقتعالى در حق آنها احداث صورتى مىكند و بعضى گفتهاند ايشان را حالت شعور و آلت نطق
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٣