بازارهاى ايشان راه رود و پا بر روى فرشهاى ايشان گذارد و ايشان او را نشناسند تا آنكه خدا او را رخصت دهد كه خود را بايشان بشناساند چنانچه يوسف را رخصت داد كه خود را ببرادران خود بشناساند و متكلمان ميگويند كه بر خدا واجبست كه حجت خود را نصب كند زيرا كه لطف بر او واجبست و اگر مردم او را خائف گردانند و او غايب گردد تقصير از مردم خواهد بود و جمعى كه در اين باب تقصيرى نداشته باشند بثوابهاى عظيم فايز خواهند گرديد خصوصا در وقتى كه از بركات ائمه آثار ايشان منتشر گرديده باشد و مسائل دين را براى شيعيان بيان فرموده باشند و فقها و راويان اخبار خود را هادى دين مردم گردانيده باشند و مردم را امر برجوع بايشان در مسائل دين فرموده باشند پس در غيبت ايشان چندان حيرتى براى شيعيان نخواهد بود چنانچه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود كه حقتعالى در هر عصرى عادلى چند از راويان احاديث اهل بيت عليهم السّلام را مقرر گردانيده است كه نفى ميكنند از اين دين تحريف كردن غاليان را و بر خود بستن مذاهب باطله مبتدعان را و تأويل كردن جاهلان را و فرمانها و توقعيات از حضرت صاحب عليه السّلام بشيعيان رسيد كه در ايام غيبت ما رجوع كنيد براويان احاديث ما كه ايشان حجت منند بر شما و من حجت خدايم بر همه يا بر ايشان و آن دلايل و نصوصى كه ما بر امامت آن حضرت اقامه نموديم احتياج به اين سخنان ندارد
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
تمام شد جلد اول از كتاب حق اليقين .