سخن را در مقامات متعدده فرموده اگر مطلب منزلهء مخصوصى بود در وقايع متباينه نميفرمود مثل آنكه در مسدود كردن درها از مسجد و مفتوح كردن در خانهء آن حضرت را اين را فرمود و در تسميهء حسن و حسين و محسن ( ع ) باسماء اولاد هارون شبرو شبير و مبشر اين را نيز فرمود و در استخلاف مدينه نيز فرمود و در نصب غدير نيز اين را فرمود پس معلوم شد كه همهء منازل مراد است خصوصا منزلهء خلافت .
وجه چهارم آنكه مشهور بلكه متواتر است كه آنچه در بنى اسرائيل واقعشده است در اين امت مثل آن واقع مىشود چنانچه صاحب نهايه و ديگران گفتهاند كه در احاديث بسيار واقعشده است لتركبن سنن من قبلكم حذو النعل بالنعل و القذة بالقذة يعنى مرتكب خواهيد شد طريقهء آنها را كه پيش از شما بودند مانند دوتاى نعل كه با هم موافقند و مانند پرهاى تير كه با هم برابرند و در بعضى از روايات وارد شده است كه اگر داخل سوراخ سوسمارى شده باشند شما هم خواهيد شد و در ميان بنى اسرائيل امرى عظيمتر از قضيهء عجل و سامرى حادث نشد پس بايد كه در اين امت مثل اين نيز واقع شود و در اين امت امرى كه شبيه به آن باشد به غير آن نبود كه دست از متابعت خليفهء او برداشتند و او را ضعيف گردانيدند و منافقان بر او غالب شدند و مؤيدش آنست كه عامه و خاصه روايت كردهاند كه چون امير المؤمنين را براى بيعت أبو بكر به مسجد آوردند رو بقبر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كرد و آيهاى را خواند كه مشتمل بود بر تظلم هارون نزد موسى و شكايت از قوم خود و گفت
ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي
يعنى اى فرزند مادر من بدرستى كه قوم مرا ضعيف گردانيدند و نزديك بود مرا بكشند .
وجه پنجم آنكه جماعتى از مخالفان نقل كردهاند كه وصايت و خلافت موسى منتقل شد به اولاد هارون پس از جملهء منازل هارون از موسى آنست كه اولاد او خليفه و اوصياى او بودند پس بمقتضاى منزلت بايد حسن و حسين ( ع ) كه باتفاق عامه و خاصه مسمى بنامهاى پسرهاى هارون شدند خليفههاى حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشند پس پدر ايشان نيز بايد خليفهء آن حضرت باشد بمقتضاى اجماع مركب و از جملهء آنها كه از علماء مخالفين اين را ذكر كردهاند محمد شهرستانى است كه در كتاب ملل و نحل در اثناى بيان احوال يهود گفته است كه امر پيغمبرى مشترك بود ميان موسى و برادرش هارون چون موسى گفت
أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
پس هارون وصى موسى بود و چون هارون در حيوة موسى فوت شد منتقل شد وصايت بيوشع بامانت كه برساند بشبر و شبير اولاد هارون بر سبيل استقرار زيرا كه وصايت و امامت گاه مستقر
مىباشد و گاه مستودع